کد :14314 08 مرداد 1394 319 دسته : روانشناسی همیار آسان طب

یكی از ویژگی‌های افكار منفی، طولانی بودن و كامل شدن آنهاست؛ فكرهای منفی این قدر در ذهن باقی می‌ماند و دنبال هم می‌چرخد تا یك ماجرای تلخ در ذهن شكل بگیرد.

افکار منفی

افکار منفی

روانشناسان معتقدند که تفکر بیش از حد می تواند باعث بروز اشکالات اساسی در اعمال انسان شود، به ویژه برای خانم هایی که در استرس و ناامیدی بسرمی‌برند، به اضطراب و افسردگیشان منجر خواهد شد.در ادامه، توصیه هایی برای توقف تفکر بیش از حد و آرامش یافتن در زمان حال به شما پیشنهاد می‌شود.
همۀ ما برای مثبت بودن بیشترین تلاش خود رامی کنیم، ولی گاهی هم الگوهای منفی فکری باعث نابودی لحظات زیبای زندگیمان می شود.

qw

به گزارش آسان طب ممکن است در گذشته اشتباهاتی کرده باشیم که باعث نگرانی و تنش ما در زمان حال باشد و این موضوع می تواند در آینده به نتایج منفی منجر شود. ما احتمالاً بیش از اندازه به تجزیه و تحلیل تجارب معمولی و تعاملاتمان می پردازیم و این در حالی است که بسیاری از مشغولیات ذهنی ما، حتی وجود خارجی هم ندارند. بسیاری از مواقع به محض این که اتفاق بدی رخ می دهد، ما آن را با اتفاقات بد گذشته پیوند می دهیم و شروع به احساس ناراحتی و غم می کنیم و شاید همین حالا در مورد بسیاری از مشکلات که احتمال می دهیم به نتایج منفی برسد، به خود سخت بگیریم و مضطرب باشیم.

اگر شما بسیاری از مواقع خود را در چنین موقعیت هایی می یابید، به قول روانشناسان؛ “بیش از اندازه متفکر” هستید و این طرز فکر می تواند به سلامتی شما آسیب شدید برساند.

روانشناسان معتقدند که تفکر بیش از حد می تواند باعث بروز اشکالات اساسی در اعمال انسان شود، به ویژه برای خانم هایی که در استرس و ناامیدی بسر می برند، به اضطراب و افسردگیشان منجر خواهد شد. در ادامه راه کارهایی برای مقابله با افکار منفی را برای شما بازگو میکنیم.

راههای  دوری از افکار منفی

یكی از ویژگی‌های افكار منفی، طولانی بودن و كامل شدن آنهاست؛ فكرهای منفی این قدر در ذهن باقی می‌ماند و دنبال هم می‌چرخد تا یك ماجرای تلخ و منفی بزرگ در ذهن شكل بگیرد.

بسیاری از ما دائم در حال سر و كله زدن با خودمان هستیم، با افكاری كه گاه و بی‌گاه به سراغمان می‌آید. البته متأسفانه در اغلب موارد این فكرها و گفت‌ و گوهای درونی چندان مثبت نیست و همین مساله موجب می‌شود همه فكرها و گفت‌ و گوهای درونی را بد و استرس‌ زا بدانیم؛ چرا كه معمولا عادت داریم خودمان را به دلیل اتفاقات گذشته محكوم ‌كنیم یا نگران و مضطرب اتفاقات آینده باشیم؛ اتفاقاتی كه هنوز پیش نیامده و مشخص نیست روزی به واقعیت می‌پیوندد یا نه.

 موضوع مهم این است كه چنین افكار منفی‌ای می‌تواند امید به آینده را از بین ببرد و فرد را برای طی مسیر زندگی، تنها و ناامید رها كند، اما چون اعمال ما نتیجه افكارمان است، اگر بتوانیم تفكراتمان را تغییر دهیم، حتما قادر خواهیم بود طور دیگری هم عمل كنیم و در نتیجه زندگی متفاوتی خواهیم داشت. پس در این مورد هم باید سعی كنید و با تمرین، افكار منفی را به فكرهایی مثبت و انرژی‌بخش تغییر دهید.

بحث‌های درونی منفی را حذف كنید

اولین قدم، كسب آگاهی است؛ مقابله با افکار منفی را بشناسید و سعی كنید افکار منفی را به افكار مثبت تغییر دهید؛ البته فراموش نكنید این كار ابتدا خیلی سخت است و نباید ناامید شوید؛ ولی وقتی راهش را پیدا كنید، براحتی می‌توانید این كار را پیش ببرید. پس اگر سال‌هاست با افكار منفی زندگی كرده‌اید، انتظار نداشته باشید طی یك شب از شر آنها خلاص شوید، چون این فكرها به دلایل مختلفی ایجاد می‌شود كه باید با شناخت دقیق، با آنها روبه‌رو شوید؛ مثلا اگر معلم كلاس اول دبستان همیشه شما را دانش‌آموزی بی‌استعداد خطاب كرده باشد، خیلی عجیب نیست اگر هنگام شروع كارهای جدید، دائم به خودتان بگویید «نمی‌توانم»، «این كار برای من خیلی سخت است» و… اگر هم دائم این فكرهای منفی در ذهن شما چرخیده باشد، حتما برای انجام كارها، اعتماد به نفس كافی نداشته‌اید. پس می‌بینید چقدر سخت است در این شرایط باور كنید توانایی شما بیشتر از چیزی است كه خودتان فكر می‌كنید؟!

 یكی از معروف‌ترین جملات منفی كه خیلی از ما دائم با خودمان مرور می‌كنیم، این است: «من نمی‌توانم». غافل از این كه وقتی به خودتان می‌گویید « نمی‌توانم » یا « این كار خیلی سخت است » در واقع مقاومتی نسبت به انجام آن كار در خودتان ایجاد می‌كنید كه داشتن چنین مانع ذهنی‌ای می‌تواند شما را از رسیدن به موفقیت بازدارد. پس هر وقت به خودتان گفتید « من نمی‌توانم » كمی به جمله‌تان فكر كنید و بگویید « چرا نمی‌توانم؟ »

 تحقیقات متعدد نشان داده است اكثر نوابغ و دانشمندان كسانی بوده‌اند كه با كار و مطالعه زیاد به این موقعیت رسیده‌اند و همین موضوع ثابت می‌كند اگر می‌خواهید موفق شوید باید دائم به خودتان بگویید كه می‌توانید.

+ and -

تائیدات مثبت را از یاد نبرید

وقتی به هدف خاصی می‌رسید، معمولا جملات و عبارات مثبت را از افراد مختلف خواهید شنید؛ این عبارت‌ها معمولاً كوتاه، قابل باور و مشخص است. پس بهتر است این جملات را بارها برای خودتان تكرار كنید تا نوع دیگری از افكار درونی برای شما ایجاد شود. گام بعدی این است كه تمام این تائیدات را با صدای بلند و با شور و شوق بگویید؛ حواستان باشد خواندن از روی جملات و كلماتی مثبت بدون هیچ حسی، فایده‌ای ندارد.

به فكرهای مثبت بال و پر دهید

یكی از ویژگی‌های افكار منفی، طولانی بودن و كامل شدن آنهاست؛ فكرهای منفی این قدر در ذهن باقی می‌ماند و دنبال هم می‌چرخد تا یك ماجرای تلخ و منفی بزرگ در ذهن شكل بگیرد، اما از حالا به بعد، سعی كنید به جای چنین كاری، این تمرین را انجام دهید؛ فكرهای شاد و مثبت را مانند یك فیلم طولانی و نشاط ‌انگیز دنبال كنید. برخی از تجسم‌ها بسیار مفید خواهد بود و باید تا می‌توانید داستان را ادامه دهید و بگذارید ساعت‌ها زمان شما را به خودش اختصاص دهد. در ضمن، خیلی بهتر است اگر این داستان را درباره خودتان بسازید و تصور كنید به هدف‌های‌تان رسیده‌اید.

شش پله برای مقابله با افکار منفی

اگر افکار منفی دست از سر شما برنمی دارد این راهکارها را امتحان کنید:

۱ – در اولین قدم اعتماد به نفستان را افزایش دهید: برخی از ما استاد منفی جلوه دادن اتفاقات مثبت هستیم! بخشی از این کار به خاطر کمبود اعتماد به نفسمان است. ما حس می کنیم که شایستگی چیزی را نداریم در نتیجه مثلا وقتی یکی از اطرافیان یا همکاران از ما تعریف می کند سریعا در مقابل تعریفش گارد می گیریم و تصور می کنیم مشغول چاپلوسی است و یا قصد دارد به طور غیرمستقیم برخی از نقایص ما را به رخمان بکشد. از طرفی تعدادی از افراد با این تصور که «من دوست داشتنی نیستم»، بسیاری از رفتارهای همسرشان را به گونه دیگری تعبیر و تفسیر می کنند. این دسته از افراد حتی رفت و آمد همسر با خانواده پدری اش را این گونه تفسیر می کنند: او نسبت به من «بی اعتنا و بی تفاوت» است.

۲ – موقعیت هایی را که در آن، افکار منفی تان نسبت به خود یا دیگران فعال می شود شناسایی کنید و سریعا آن موقعیت را ترک کنید: ممکن است شما زمانی که در موقعیت تنهایی قرار گرفته اید بیشتر از قبل شروع به منفی بافی درباره خود، دیگران یا اتفاقات بکنید. یا ممکن است در موقعیت هایی که دو نفر مشغول پچ پچ کردن هستند، فکر منفی تان تشدید شود که مبادا درباره من حرف می زنند یا زمانی که مثلا همسرتان مشغول تماشای تلویزیون، خواندن روزنامه، مکالمه با تلفن یا دادن پیامک است، این فکر به ذهنتان خطور کند که «من ذره ای برای او مهم و دوست داشتنی نیستم و گرنه وقتش را با من سپری می کرد». چنانچه این اتفاقات در زندگی سابقتان رخ داده، خود را آماده کنید تا در زندگی دومتان این موقعیت های خطرناک را ترک کنید و با این روش اجازه ندهید دوباره افکار مسموم، رابطه شما با همسرتان را به ورطه سقوط بکشاند.

۳ – لازم است به چند پرسش پاسخ بدهید: حتما در زندگی مشترک قبلی تان زمان هایی وجود داشته که هجوم افکار منفی درباره خود و یا همسرتان لحظه ای شما را راحت نگذاشته است. تحقیقات نشان می دهد بخش زیادی از افکار منفی ما ساخته و پرداخته ذهنمان است و ریشه در واقعیت ندارد. در نتیجه قبل از آن که در برخورد با هر رفتاری از سمت همسرتان سریعا فکری به ذهنتان خطور کند و بر آن اساس تصمیم گیری و رفتار کنید ابتدا این سوال ها را از خود بپرسید:

الف- چه شواهد و مدارکی از تفسیر من حمایت می کند؟ آیا من برای ثابت کردن افکارم، تاکنون از او موردی دیده ام؟

ب- چه شواهدی وجود دارد که برخلاف تفسیر من است؟آیا تاکنون رفتاری از همسرم دیده ام که متوجه شوم درباره او اشتباه فکر می کردم؟

ج – آیا ممکن است پشت این رفتار همسرم دلیل دیگری هم به جز آنچه من با افکار منفی تفسیر کرده ام، وجود داشته باشد؟

rt

۴ – از هم نشینی با افرادی که افکار منفی را به شما تزریق می کنند دوری کنید حتی اگر از عزیزان شما باشند: مطمئنا افرادی که نمی توانند درباره خودشان و توانایی هایشان به گونه ای مثبت بیندیشند و جملاتی از این قبیل استفاده می کنند که «من یک آدم بد شانسم و همیشه در زندگی یک بازنده بودم»، فکرهای فلج کننده خود را به شما نیز منتقل خواهند کرد. از طرفی دسته ای از افراد نیز وجود دارند که اگر چه همواره درباره خود مثبت اندیشند اما موفق نمی شوند افکار منفی خود را درباره دیگران متوقف کنند. همنشینی با این دسته از افراد نیز باعث می شود شما دیر یا زود تحت تاثیر افکار منفی آن ها حتی درباره اطرافیان خود قرار بگیرید.

۵ – وضعیت خود را تغییر دهید: شاید خنده دار به نظر برسد اگر توصیه کنم زمانی که افکار منفی به ذهن شما هجوم می آورد یا یأس و ناامیدی بر شما غالب می شود، وضعیت بدن خود را تغییر دهید. مثلا اگر نشسته اید، بلند شوید یا اگر ایستاده اید، بنشینید و یا اگر متمایل به چپ هستید، به سمت راست مایل شوید. در واقع با این روش به افکار منفی خود نوعی دهن کجی می کنید. مثل این است که کسی درباره موضوعی با شما صحبت کند ولی شما به او بی توجهی کنید؛ او نیز ادامه نخواهد داد! تحقیقات نشان می دهد افرادی که قادرند به افکار منفی خود به چشم یک دشمن بیرونی نگاه کنند، به راحتی می توانند در برابر این دشمن قرار بگیرند و با او بجنگند. شیوه تفکر افرادی که در جنگ با افکار منفی و فلج کننده خود پیروز هستند اینگونه است: اگر پای چپ من درد می کند باید خوشحال باشم که پای راستم سالم است و درد نمی کند!

۶ – سر خود را شلوغ کنید: کار کردن و فعالیت نسبتا زیاد راه درمانی خوبی برای بسیاری از افرادی است که مدام درباره خود یا دیگران دست به قضاوت، پیشداوری و ارزیابی می زنند. فعالیت زیاد و حضور در جمع های سالم، فکر شما را درگیر می کند و با ایجاد خستگی فرصتی برای منفی بافی باقی نمی گذارد.

نظرات

*

code