کد :15308 15 مرداد 1394 1,889 دسته : روانشناسی همیار آسان طب

یکی از مهم‌ترین راه کار‌های جلوگیری از رفتار نادرست کودکتان این است که او را مجاب کنید که این شیوه، فایده‌ای نخواهد داشت. اگر از این کارِ او چشم‌پوشی کنید، موثر خواهد بود (در غیر این صورت کودک تصور می‌کند که با کشیدن موی هر کسی می‌تواند به خواسته خود برسد) و همین طور که با گذشت زمان به این مسأله پی می‌برد که کشیدن مو او را به خواسته‌اش می‌رساند، رفتار او بد‌تر می‌شود.

مو

مو

چرا کودکتان مو می کشد؟

كشيدن مو، در كودكان يكى از راه‌هايى است كه كودك سعى در كنترل محيط اطرافش دارد

 كشيدن مو، در كودكان، مانند لگد زدن، گاز گرفتن، نيشگون گرفتن و زدن، يكى از راه‌هايى است كه كودك به وسيله آن سعى در كنترل محيط اطرافش دارد. دلايل زيادى براى اين رفتار‌ها وجود دارد، اما واضح‌ترين آن‌ها اين است كه كودك فهميده كه چه كارهايى واكنش ديگران را به همراه دارد.

اين رفتار كودك درست مانند زدن كليد و روشن شدن لامپ است. كودك با خودش مى‌گويد: ” چه جالب! وقتى موهاى خواهرم را مى‌كشم، او جيغ مى‌كشد!”. شايد هم دليل مو كشيدن از نظر او، متوقف كردن يك اتفاق ناخوشايند است. مثلاً دوستش مى‌خواهد اسباب بازيش را بگيرد و با كشيدن مويش دست از اين كار بر مى‌دارد. از آنجايى كه مهارت‌هاى شناختى كودك، در حال رشد است، او با اين كار شرايطى را كه برايش پيش آمده كنترل مى‌كند. صحنه‌اى را تصور كنيد كه خواهر بزرگترش آخرين شيرينى داخل ظرف را بر مى‌دارد و كودكتان با كشيدن موى او صداى جيغش را در مى‌آورد. به احتمال زياد شما وارد عمل مى‌شويد و خواهر بزرگتر را مجبور مى‌كنيد، شيرينى‌اش را با او تقسيم كند. احتمالاً دفعه بعد، خواهر بزرگتر قبل از اينكه آخرين شيرينى را بردارد كمى فكر مى‌كند.

اگر كودكتان مو‌هاى خودش را مى‌كشد، احتمالاً ناراحت يا نگران است. اين رفتار حتى مى‌تواند نشانه نوعى اختلال عصبى باشد. اگر در اينباره احساس نگرانى مى‌كنيد با پزشكش صحبت كنيد.

وقتى كودك موى كسى را مى‌كشد، ابتدا مشتش را باز كنيد

 Hair pulling

با عادت مو كشيدن چه بايد كرد

۱-به او نشان دهيد كه چيزى نصيبش نمى‌شود. اين كليدى‌ترين راه حل براى متوقف كردن رفتار بدش است. با ناديده گرفتن كارش، به او مى‌فهمانيد كه اين روش عملى است و او با كشيدن مو، مى‌تواند به خواسته‌اش برسد. شرايطى را تصور كنيد كه كودكتان موى دوستش را كشيده است تا اسباب بازى او را بگيرد، و شما بدون كوچكترين اشاره‌اى، نسبت به اتفاقى كه رخ داده، مى‌رويد تا براى كودكتان داستان تعريف كنيد و حواسش را پرت كنيد. كودكان اثرات متقابل روابط اجتماعى را درك نمى‌كنند، و تنها چيزى كه با اين كار به او مى‌فهمانيد، اين است كه با كشيدن موى ديگران مى‌تواند حس ترحم شما را نسبت به خودش برانگيزد و شما را از آنِ خودش كند. كار درستى كه بايد انجام دهيد اين است كه بلافاصله پس از كشيدن مو، اسباب بازى را به دوستش بازگردانيد و همزمان بگوييد ” ما، مو نمى‌كشيم! “. همين چند كلمه كافيست. در اين تكنيك بايد سريع عمل كنيد زيرا كودكان در لحظه زندگى مى‌كنند. با اينكار مى‌فهمد كه مو كشيدن حاصلى نداشت و اسباب بازى را از دست داد.

۲-وقتى كودك موى كسى را مى‌كشد، ابتدا مشتش را باز كنيد و فرد قربانى را نجات دهيد. سپس دستش را محكم بگيريد و بگوييد: ” ما، مو نمى‌كشيم!

مو كشيدن درد دارد! “. بعد اگر خواستيد مى‌توانيد از روش مهلت دادن، استفاده كنيد. او را بر روى صندلى بنشانيد و خودتان هم كنارش بايستيد. اما هرگز در اين يكى، دو دقيقه با او صحبت نكنيد. وقتى مهلت يكى دو دقيقه اى تمام شد، درباره وضعيتى كه پيش آمده با او صحبت كنيد. حتى اگر هنوز مهارت زبانى او كامل نشده و نمى‌تواند صحبت كند، اين كار را بكنيد. زيرا نشان مى‌دهيد كه مشكلات را بايد با صحبت كردن حل كرد نه چيز ديگرى ( مثل مو كشيدن ). از او سؤال كنيد “مى دانى چه كارى كردى كه اشتباه بود؟” بعد از جوابش ادامه دهيد “به نظرت چرا اشتباه بود؟” نگران نشويد اگر مى‌گويد ” چون بايد تنبيه مى‌شدم”. از نظر رشدى اين پاسخ عاديست. شما ادامه دهيد “بله اگر مو بكشى تنبيه مى‌شوى اما ما بايد به يك چيز ديگر هم فكر كنيم. ما نبايد موى ديگران را بكشيم چون ممكن است به آنها صدمه بزنيم!”. منتظر معجزه نباشيد كه پس از اين مكالمه همه چيز درست شود. كودكان به سختى موضوعى را ياد مى‌گيرند و انقدر بايد اين اتفاق تكرار شود تا در نهايت بفهمند كه با اين كار نتيجه‌اى نمى‌گيرند. مقاومت كنيد و تسليم نشويد. به مرور زمان كه مهارت كلامى او بهتر شد، به او ياد دهيد كه از صحبت كردن براى حل مشكلش استفاده كند.

۳-هيچگاه تلافى نكنيد. هرگز سعى نكنيد مو هايش را بكشيد تا به او ثابت كنيد كه اين كار چقدر دردناك است. هدف كودك از كشيدن مو، ايجاد تغيير در شرايط است مثلاً مى‌خواهد دوستش را از تلاش براى گرفتن عروسكش منصرف كند، نه اينكه به كسى آزار برساند. اما پيامى كه از كار شما دريافت مى‌كند اين است : براى اصلاح كردن رفتار كسى، بايد تلافى كنى. در صورتيكه شما بايد الگوى او باشيد و به او ياد دهيد كه در هر شرايطى به جاى آزار رساندن به ديگران، بايد از كلمات، براى بيان خواسته هايش، كمك بگيرد.

Hair pulling-

نظر مارک رابرتز در مورد مو کشیدن کودکان

مارک رابرتز، استاد روان‌شناسی بالینی دانشگاه ملی ایداهو، می‌گوید چنین رفتاری ۳ عامل عمده دارد:

  •  برای کودکان نوپای کم سن و سال (۱۲ تا ۱۸ ماه)، این کار ساده‌ترین راه ممکن و بهترین شیوهٔ بیان است. آن‌ها دریافته‌اند که چگونه به عکس العمل مورد نظرشان دست یابند و می‌خواهند که دوباره چنین عکس العملی را دریافت کنند. مثل روشن کردن چراغ، ضربه زدن به یکی از اسباب بازی‌هایی که چیزی از آن بیرون می‌زند. کودک موی برادر بزرگش را کشیده و او هم جیغ می‌کشد، بامزه است!
  •  دلیل دیگر آن این است که کودک می‌خواهد کاری کند که چیز‌های بد از سر راهش کنار برود. یکی سینه خیز رویش رفته یا اسباب بازی او را برداشته است. او هم می‌رود سراغش، مو‌هایش را می‌کشد و آن کار بد دیگر تکرار نمی‌شود.
  •  بالاخره اینکه در کودکان بزرگ‌تر (۲ تا ۳ ساله)، مهارت‌های‌شناختی برای سر در آوردن از هر چیزی در حال شکل گیری است و ممکن است برای کنترل وضعیت سعی در کشیدن موی آن شخص کند. رابرتز مثال می‌زند: برادر بزرگ‌تر آخرین شیرینی باقیمانده را برمی دارد، بنابراین او هم مو‌هایش را می‌کشد تا جیغ بکشد. در این مورد دو احتمال وجود دارد: ممکن است شما مداخله کنید و از برادر بزرگ‌تر بخواهید که آن را با او تقسیم کند و مهم‌تر از همه اینکه ممکن است با انجام این کار برادر بزرگ‌تر حساب کار دستش بیاید و قبل از برداشتن آخرین شیرینی باقی مانده، خوب فکر‌هایش را بکند.

راه حل چیست؟

بیهودگی این کار را به او ثابت کنید. یکی از مهم‌ترین راه کار‌های جلوگیری از رفتار نادرست کودکتان این است که او را مجاب کنید که این شیوه، فایده‌ای نخواهد داشت. اگر از این کارِ او چشم‌پوشی کنید، موثر خواهد بود (در غیر این صورت کودک تصور می‌کند که با کشیدن موی هر کسی می‌تواند به خواسته خود برسد) و همین طور که با گذشت زمان به این مسأله پی می‌برد که کشیدن مو او را به خواسته‌اش می‌رساند، رفتار او بد‌تر می‌شود. اگر زیادی در این مورد استدلال کنید (هانا باید موهای الی را می‌کشید، چون الی از قصد این کار را کرده است یا بروم برایش داستان بخوانم تا حواسش را پرت کنم)، ممکن است بازیچهٔ دست او قرار بگیرید. کودک شما پیچیدگی تعامل اجتماعی را نمی‌فهمد. چیزی که او دستگیرش شده، این است که اگر موی کسی را بکشد، شما به او (کودکتان) دلسوزی خواهید کرد و روی پا‌هایتان خواهید نشاند. به جای این کار، بیهودگی و بی‌نتیجگیِ آن را به او ثابت کنید. اگر کودکتان موهای خواهرش را به قصد گرفتن اسباب بازی او کشید، اسباب بازی را به خواهرش برگردانید و برایش توضیح بدهید که «ما موی کسی را نمی‌کشیم.» برای اثربخشی این شیوه باید سریع وارد عمل شوید، زیرا کودکان مخلوقاتی لحظه‌ای هستند.

time out، زمانی است که والدین کودک خود را پس از انجام کاری نامناسب به گوشهٔ خلوتی می‌برند و به منظور تربیت کودک با او صحبت کرده و او را در سکوت نگه می‌دارند تا کودک به رفتار نامناسب خود فکر کند.

تاثیر این شیوه در کودکانِ زیر ۲ سال ثابت نشده است. بنابراین برای کودک نوپایتان بهترین کار نصیحت است: «به آرامی دست او را بگیرید و در حالی که دستانش را در دستتان گرفته‌اید با او صحبت کنید؛ مثلاً بگویید: «نه! نه! ما موی کسی را نمی‌کشیم. اگر موی کسی را بکشیم، دردش می‌گیرد.»

اگر کودکتان ۲ یا بیش از ۲ سال دارد، بگذارید از طریق «قرنطینه روی صندلی» بفهمد کشیدن مو واکنش قابل قبولی نیست. در حین قرنطینه پیش او بمانید، اما با او حرف نزنید. این تنبیه باید یک دقیقه طول بکشد. اگر کودکتان روی صندلی نمی‌ماند، نوع مستمر این شیوه را امتحان کنید. بعد از انجام time out، راجع به کاری که کرده است، با او صحبت کنید، حتی اگر هنوز بسیاری از مهارت‌های کلامی را نیاموخته است و از جملات کوتاه که برای کودک قابل فهم است، استفاده کنید (مثلاً نه! نه! مو نمی‌کشیم!!). زیرا این کار به او نشان می‌دهد که صحبت کردن راهی برای حل مشکلات است. از کودک خود بپرسید: «چه کار اشتباهی انجام داده؟» و بعد بگویید: «چرا این کار اشتباه بود؟» رابرتز می‌گوید نگران نشوید اگر در پاسخ شما گفت: «چون که باید تنبیه می‌شدم.» و یا پاسخی متفاوت‌تر داد. چنین پاسخی به لحاظ رشدی طبیعی است و می‌توانید در ادامه بگویید: «بله، اگر موی کسی را بکشی، مجبوری مدتی تنها بمانی؛ اما راه دیگری هم هست که باید راجع به آن فکر کنی. تو نباید موی کسی را بکشی، چون دردش می‌گیرد.» هرچند انجام این فرایند مهم است، اما انتظار زیادی از آن نداشته باشید. کودکان باید شیوه‌های سخت تری را بیاموزند، با انجام مکرر آن و پی بردن به اینکه انجام چنین کاری او را به دردسر خواهد انداخت، نتیجه خواهید گرفت. وظیفه شما این است که منطقی باشید و از اینکه هر روز‌‌ همان نصایح را تکرار می‌کنید، ناامید نشوید.

Hair pulling..

برخورد صحیح با عادت های نادرست کودکان

 دیگران را دوست داشته باشند و محبت خود را به آن ها ابراز کنند. اولین رفتارها و واکنش ها را از والدین می بینند و دنیا را در وجود آن ها حداقل در یکی ۲ سال اول خلاصه می کنند. اما همین والدین چند سال بعد شکوه و شکایت می کنند که کودکشان بدغذاست، جیغ می کشد، ناسزا می گوید و … جالب این که اغلب تصور می کنند اشتباهی از جانب آن ها رخ نداده است و معلوم نیست چرا کودک این رفتارهای زشت را ادامه می دهد و تکرار می کند. اگر شما هم کودکی دارید که از یکی از رفتارهای نادرست او شاکی هستید، حتما ادامه مطلب را بخوانید.

  حامد سیامکی خبوشان، کارشناس ارشد روان شناسی و عضو سازمان نظام مشاوره و روان شناسی به خراسان می گوید: انسان و رفتارهای او آمیزه و ترکیبی از ویژگی های ارثی، فیزیولوژیکی، اجتماعی و روان شناختی است و این ویژگی ها تاثیرات متقابلی روی هم دارد.

 عادت های انسان به عنوان یک سری رفتارهای تکرار شونده هم ناشی از همین عوامل است.آن چه بیشتر خانواده ها را از دست فرزندان خود عاصی می کند، رفتارهای خارج از عرفی است که کودکان به انجام آن خو کرده اند. نتایج تحقیقات متعدد نشان می دهد که سهم عوامل اجتماعی و روان شناختی در شکل گیری و تداوم عادت های نامناسب بسیار بیشتر از عوامل ارثی و فیزیولوژیکی است.بیشتر شکایات والدین از عادت های نادرست کودکان مربوط به بدغذایی، بازی با یکی از اندام های بدن، جیغ زدن، وابستگی افراطی و بیمارگونه به والدین، دروغ گویی، دزدی، کشیدن موی سر دیگری، کتک کاری و مکیدن انگشت است که شیوع زیادی در بین کودکان دارد.

 باید توجه داشت که یکی از علل بروز این عادت ها، اضطراب و فشارهای درونی کودک است. عادت یک شبه به وجود نمی آید و یک شبه هم از بین نمی رود. بنابراین از کودکی که دارای تفکر و احساس ناسالم است، نباید انتظار رفتار مطلوب داشته باشیم. زیرا مخزن رفتاری کودک در نتیجه پاسخ به تفکرات و احساساتش شکل گرفته است و اگر والدین در ارائه پاسخ های صحیح و به موقع کوتاهی کرده باشند، نباید نقش خود را در بروز عادت نادرست کودکشان نادیده بگیرند.

  از طرفی کودک در تعامل با محیط و اطرافیان تحت تاثیر رفتارها و واکنش های دیگران قرار می گیرد و در واقع رفتارهای خوب و بد را آموزش می بیند. بسیاری از کودکان دست به الگوبرداری از رفتارهای دیگران می زنند. اگر این الگوبرداری و عمل به آن از نظر روانی به تخلیه کودک منجر شود و اضطراب کودک را کاهش دهد، آن رفتار را الگو قرار می دهد و تداوم می بخشد.

 این مشاور با تاکید بر این که گاهی کپی برداری کودکان از رفتارهای دیگران به منظور جلب توجه انجام می شود، ادامه می دهد: اگر والدین نتوانند به طور طبیعی به کودک خود توجه و محبت کافی کنند، کودک برای کسب نوازش، توجه یا محبت والدین سعی می کند راه های دیگری را امتحان کند که یکی از این راه ها رفتارهای تکرار شونده نامتناسب است. نباید فراموش کرد که بعضی از رفتارها ریشه فیزیولوژیکی دارد مثل خودزنی، بعضی تیک های عصبی، بدغذایی که ممکن است ناشی از ضعف اعصاب یا کم کاری یا پرکاری غدد باشد. بنابراین تک بعدی نگاه کردن به منشاء شکل گیری رفتارها در کودکان چاره ساز نیست و ما ناچاریم مجموعه ای از عوامل را در نظر بگیریم. در واقع تقابل تمامی عوامل وراثت، روان شناختی، اجتماعی و … به بروز یک رفتار منجر می شود. از سوی دیگر عادت های رفتاری در هر سنی ممکن است بروز پیدا کند و یا یک عادت رفتاری در یک سن یا طی مراحل رشد تغییر شکل دهد. در بسیاری از موارد عادت های رفتاری رفع نمی شود بلکه شکل عوض می کنند و والدین تصور می کنند عادت کودک برطرف شده است. عادت های جدید در سن بلوغ تقریبا به شکل ثابتی درمی آید.عادت های بین کودکان ضمن مشابهت در دختران و پسران تفاوت هایی هم دارد. به عنوان مثال در دختران عادت هایی مثل بازی با اعضای بدن، پنهان کاری و در پسران ناسزاگویی، پرخاشگری و دزدی شیوع بیشتری دارد.

 ● راهکارهای عملی مقابله

 وی با اشاره به این که شناسایی ریشه های بنیادی یک عادت نادرست یک اصل اساسی است درباره راه های مقابله با آن می گوید: تاکید نکردن مستقیم برای ترک رفتار اصلی است که بسیاری از والدین از آن بی اطلاع هستند. در واقع آن ها با تاکید و اشاره مستقیم به رفتار آن را ثابت می کنند. والدین باید دقت کنند که چه زمانی کودک به رفتار نادرست تکرار شونده مبادرت می کند، پیک رفتاری او را شناسایی کنند. از طرف دیگر تنبیه و تشویق اصولی و بجا، درخواست کردن به جای امرکردن، قاطعیت و خودباوری والدین، الگوی مناسبی در اختیار کودک گذاشتن و مشارکت و همراهی کودک در انجام کارهای مورد علاقه اش راهکارهایی است که یک مشاور می تواند به والدین پیشنهاد کند تا در ترک عادت های نادرست به کودک خود کمک کنند. در واقع ما همیشه تاکید می کنیم که برای ایجاد یک عادت رفتاری چه مثبت و چه منفی کافی است در مقابل آن واکنش نشان دهیم. رفتار خشن، داد و بیداد و هیجانی شدن والدین به محض دیدن رفتاری از کودک باعث اصرار کودک و جلب توجه او به کارش می شود و همین واکنش نادرست باعث می شود آن کار را ادامه دهد.

 در مواردی که زمینه هایی از وسواس و اضطراب در کودک به طور ارثی وجود دارد، به دلیل واکنش والدین، عادت ها به صورت رفتارهای وسواس گونه نمایان می شود. هرگز نباید با القای حس گناهکاری به کودک شرایط را خراب تر کرد. بلکه باید با مشاوره و کمک گرفتن از متخصص به کودک در رفع آن تلاش کرد. والدین باید بدانند اگر هیچ اقدامی نکنند و در جست وجوی علت بر نیایند، اصلاح رفتار نادرست سخت تر خواهد شد.باید توجه داشت که همخوانی و تطابق نظرات والدین درباره عادت بد کودک در رفع آن نقش مهمی دارد.تصور کنید کودکی که عادت به مکیدن انگشت دارد با ۲ مدل واکنش در منزل رو به رو شود. از یک سو مادری که می گوید او هم در طول دوران کودکی همین عادت را داشته است بنابراین مشکلی وجود ندارد و پدری که می خواهد به هر روش ممکن این عادت را از سر کودک بیندازد. کودک در چنین شرایطی نمی داند باید چه کند و با دو واکنش متفاوت رو به رو می شود و ممکن است این رفتار را تا سنین مدرسه ادامه دهد.یک سری رفتارهای کودک تا سنین مدرسه بروز پیدا نمی کند و این حالت به ویژه در بچه هایی که مهد کودک نرفته اند یا پیش دبستانی را نگذرانده اند، بیشتر مشاهده می شود .

 به همین علت است که توصیه می شود کودکان قبل از مدرسه وارد محیط های اجتماعی شوند و سعی کنند خود را با دیگران تطبیق دهند. بچه هایی که عادت های بدی دارند و به یکباره وارد محیط بزرگ تر می شوند، ممکن است دچار اضطراب شوند و عاداتشان به رفتارهای وسواس گونه تبدیل شود.

 ● اشتباهات محرز والدین

 بهتر است به جای دستور مستقیم، به صورت غیرمستقیم کودک را از ادامه رفتار بازداریم. در مواردی بهتر است رفتار کودک نادیده گرفته شود و منظور این است که نه زبانی و نه با تغییر حالت و رفتار واکنشی نشان ندهیم. بچه ها پیام های غیرکلامی ما را خیلی زود می گیرند. بنابراین می توان طوری برخورد کرد که انگار کودک کار بدی انجام نداده است و سپس او را صدا زد و به کار دیگری مشغول کرد.این در حالی است که والدین فکر می کنند با تحکم و داد و فریاد و دستور دادن می توانند کودک را از ادامه رفتار یا عادت نادرست منع کنند.رفتارهای این چنینی بیشتر او را مضطرب و به ادامه انجام کار حریص می کند.

 گاهی والدین قبل از انجام کار به کودک هشدار می دهند؛ مثلا می گویند «تو مهمانی دعوا راه نیندازی» این کار از نظر روانی او را آماده دعوا کردن می کند و او ناخودآگاه به دنبال فراهم کردن زمینه دعوا می گردد.این رفتارها باعث می شود رفع عادت برای او سخت تر شود چون الگو دارد و با پیش زمینه ذهنی درباره خودش فکر می کند.بعضی والدین هم منتظر افزایش سن و تغییر شرایط هستند تا عادت نادرست کودک رفع شود و ترک عادت را به سنین نوجوانی موکول می کنند که این کار اصلاح این عادت ها را بسیار دشوارتر می کند.

نظرات

*

code