کد :15841 20 مرداد 1394 1,936 دسته : خانواده , سبک زندگی همیار آسان طب

شناخته شده ترین دلیل ازدواج، عشق است برای اقدامی چون ازدواج یک دلیل کافی نیست و ترکیبی از چند دلیل موجب به ازدواج می‌شود، اما بایداز دلایل نادرست اجتناب کرد

ازدواج

ازدواج

ازدواج

یک کارشناس ارشد روانشناسی گفت: برای اقدامی چون ازدواج یک دلیل کافی نیست و ترکیبی از چند دلیل موجب ترغیب افراد به ازدواج می‌شود، اما باید از دلایل نادرست اجتناب کرد.
مهدی موحدی درباره دلایل درست ازدواج گفت: نخستین و شناخته شده ترین دلیل ازدواج، «عشق» است. موقعی که افراد همدیگر را می‌یابند عاشق می‌شوند، مهمترین کاری که انجام می‌دهند ازدواج کردن است، اما عشق برای ازدواج شرطی لازم است اما ناکافی است گاهی دو نفر، چنان علاقه‌ای به یکدیگر پیدا می‌کنند که گمان می‌برند به راستی عاشق هم هستند وقتی هیجان، با سرعت چشمگیری در روابط پیش برود، شناخت یکدیگر به روال عادی و تدریجی خود پیش نمی‌رود، زیرا وقت کافی برای این امر وجود نداشته است، صراحت و صداقت و اعتمادی که لازمه یک رابطه محکم است احتیاج به زمان دارد یک آشنایی سریع، هر چقدر هم که هیجان آور باشد، تنها یک صمیمیت ظاهری به بار می آورد که به آسانی با نزدیکی و صمیمیت واقعی اشتباه می‌شود.

ازدواج

برای اقدامی چون ازدواج یک دلیل کافی نیست و ترکیبی از چند دلیل موجب ترغیب افراد به ازدواج می‌شود

وی در ادامه گفت: در زندگی، تنها بودن در بیشتر مواقع اتفاق خوبی نیست بنابراین، به دلایل دور ماندن از آسیبهای تنهایی افراد ازدواج می کنند این به شما انگیزه می‌دهد تا به سختی کار کنید و عضو سازنده‌ای در جامعه شوید. آمارها نشان می‌دهند که افراد متأهل زندگی طولانی تری دارند. برای مثال تقریباً همه مردان متأهل 48 ساله در آمریکا تا 65 سال زندگی می‌کنند. همچنین، همه زنان متأهل 48 ساله تا سنین سالخوردگی زندگی می‌کنند این یک یافته بسیار شگفت انگیز است که نشان می‌دهد افراد مجرد یا مطلقه شانس بیشتری برای ابتلا به بیماریهای مزمن همچون دیابت و سرطان دارند.
این کارشناس ارشد روانشناسی افزود: این مورد عمدتاً به زندگی تنها و نیازهای عاطفی ارضا نشده نسبت داده می‌شود بنابراین زندگی طولانی‌تر یک دلیل به اندازه کافی خوب برای ازدواج کردن است. افرادی که ازدواج می‌کنند رابطه جنسی دارند مطالعات نشان داده است که افراد متأهل روابط جنسی بسیار رضایت بخشی دارند، بخش بزرگی از مجردها و افراد طلاق گرفته نیاز زیادی به روابط جنسی دارند. آنها نمی توانند ارتباط جنسی بی‌دغدغه و رضایت بخشی را تجربه کنند. رابطه جنسی در این مورد تنها به عمل فیزیکی اشاره نمی‌شود بلکه یک زندگی عاشقانه رضایت بخش. برخی افراد به این دلیل ازدواج می کنند که از طرف خانواده و جامعه تحت فشار هستند قبل از اینکه وارد ازدواج شوید باید بدانید که چه انتظاری دارید.


1- فشار اطرافیان: تـاثیراتی است که دوستان،خانواده،جـامـعـه و حتی عقاید شما بر شما تحـــمیـــل مـی کنند.
پیامی که مضمون آن اینچنین است: “تو باید در یک رابـطه بـا جــنس مخــــالف خود باشی و یا حتما ازدواج کنی، اگر رابــطه نداشته باشی و یا ازدواج نکرده باشی حتما عیبی در تـو وجــود دارد.” در جــامعه فـــشار زیادی به افراد مجرد تـحمـــیل میگردد اما دیگر زمان آن فرا رسیده است که آنها را بـه حـــــال خود رها کنیم و بیاموزیم که تجرد آنها را درک کــرده و ارج نـهـــیم. هر فردی مختار است مجرد بماند و یا ازدواج کند.

2- رهایی از تنهایی و افسردگی: بسیاری از افراد تنها به این خاطر که تنها هستند( و یا از تنها ماندن هراس دارند) و یا مایوس میباشند تن به ازدواج میدهند. آنها تصور میکنند که ازدواج مشکل آنها را مرتفع میکند. اما در این شرایط معمولا فرد قادر به یک گزینش صحیح نمیباشد و احتمال آنکه فرد با شخص نامناسبی ازدواج کند زیاد است. یک انسان ناامید و تنها پس از ازدواج نیز تنها خواهد ماند. برخی افراد تا آن حد از لحاظ عاطفی تهی میباشند که امیدی به یک ازدواج موفق با هیچ فردی را احتمال نمیدهند. در نهایت نیز اینگونه افراد گرفتار روابط محنت زا و غم انگیزی میشوند.

3- عطش جنسی: برخی افراد آنقدر غرق در غرایض جنسی خود میبانشد که جز روابط جنسی به چیزی دیگری نمی اندیشند. آنها رابطه جنسی را به یک رابطه صمیمانه و دراز مدت ترجیح میدهند. این گونه افراد تنها بدنبال یک همخوابه میباشند تا یک همسر خوب. اینگونه ازدواجها نیز پس از مدتی به سردی گراییده و از هم میپاشد. این انگیزه معمولا در مردان مشاهده میشود و تعداد آنها هم کم نیست.

4- گریختن از واقعیات زندگی خود: بسیاری از افراد ازدواج میکنند نه به این خاطر که شخص مناسبی را برای ازدواج یافته اند، بلکه به جهت آنکه عذری برای دوری گزیدن از مشکلات و واقعیات زندگی خود تراشیده باشند. زندگی اینگونه افراد عاری از شور و اشتیاق و هدف مشخص میباشد. اما جای آنکه راه حل را درون خودشان بیابند ازدواج کرده و تصور میکنند با ورود فرد دیگری در زندگیشان، زندگی آنها نیز از سکون و کسالت آوری بیرون خواهد آمد.

5- گریختن از رشد و بالندگی: اینگونه افراد تنها به این منظور ازدواج میکنند که فرد دیگری مسئولیت مراقبت از انها را به عهده گیرد. اینگونه افراد معمولا از لحاظ عاطفی به شریک خود وابسته میشوند. اینگوه ازدواجها در موارد زیر نمود بیشتری دارند:

  •  ازدواجهایی که اختلاف سنی فاحشی میان دو فرد وجود دارد.

  • در ازدواجهایی که اختلاف فاحشی در قدرت مالی و یا موفقیت شغلی دو فرد وجود دارد.

  • ازدواجهایی که مغایرت محسوسی در سبک زندگی دو فرد وجود دارد.

6- احساس گناه: برخی افراد که پیش از ازدواج با فردی رابطه دراز مدت داشته اند تن به ازدواج با فرد میدهند به این خاطر که از ترک کردن شریک خود هراس دارند که پس از رفتن آنها چه بر سر شریکشان خواهد آمد. همچنین احساس گناه میکنند زیرا که تصور میکنند آنطور که باید و شاید رفتار پسندیده ای نسبت به شریک خود نداشته اند و یا متقابلا لطفهایی که شریکشان در حق آنها روا داشته را جبران نکرده اند. هنگامی که فرد از روی احساس گناه و عذاب وجدان و نه از روی عشق واقعی تن به ازدواج با فردی دیگر میدهد ثمری جز ناکامی و نابودی هر دو فرد در پی نخواهد داشت.

7- پر کردن خلاء احساسی و معنوی: اینگونه افراد دارای حس پوچی و بی ارزشی میباشند و میخواهند توسط فرد دیگری خلاء وجودی خود را به گونه ای پر کنند اما باید آگاه باشند که هر میزان هم که فرد مقابلشان آنها را دوشت داشته باشد قادر به پر کردن خلاء های زندگی آنها نمیباشد.

8- پذیرش اجتماعی: جامعه به افراد مجرد به چشم یک انسان متهم مینگرد. این جمله را در درب ورودی بسیاری از رستورانها و یا مراکز دیگر زیاد دیده اید: “ورود افراد مجرد ممنوع” و یا بسیار از موسسات و ادارات افراد مجرد را به استخدام خود در نمیاورند. بنابراین ازدواج انگیزه ای میگردد برای جوانان تا در جامعه مورد پذیرش قرار گیریند.

9- تامین مخارج زندگی: اینگونه ازدواجها در زنان بیشتر به چشم میخورد که به منظور تامین نیازهایشان با مرد ثروتمندی تن به ازدواج میدهند.

10- اعتماد بنفس پایین: برخی افراد با نخستین فردی که به آنان پیشنهاد ازدواج میدهد میپذیرند و ازدواج میکنند. اینگونه افراد به لحاظ اعتماد بنفس پایینشان میپندارند قابل دوست داشتن نبوده و یا ارزش، زیبایی، محاسن و هنر کافی در خود سراغ ندارند که فردی شیفته آنان گردد. آنان از ترس آنکه نکند فرد دیگری آنان را نپسندد و شاید این آخرین فرصتی باشد که در زندگی برایشان ایجاد گشته، شتابزده تن به ازدواج میدهند.(مانند دخترانی که خیلی زود ازدواج میکنند)

11- اخذ تابعیت کشور دیگر: اینگونه افراد برای اخذ تابعیت کشور خاصی تن به ازدواج میدهند که یک ازدواج مصلحتی محسوب میگردد.

12- بی ارزش شمردن ارزش خود: اینگونه طرز تفکر در زنان به چشم میخورد. اینگونه زنان و یا دختران چنین میپندارند که وظیفه یک فرد تامین مخارج معیشتی و وظیفه یک زن تنها برآورده ساختن نیازهای جنسی مرد میباشد. آنها ارزش زن را در سطح یک همخوابه صرف میدانند. یکی از عللی که دختران جوان با مردان مسن ازدواج میکنند همین مسئله میباشد.

به خاطر داشته باشید که بهترین سن ازدواج بر اساس مطالعات 32 سال میباشد. بنابراین عجله نکنید و با دید گشوده شریک زندگی خود را برگزینید. همچنین سعی کنید پیش از بچه دار شدن حداقل 2 سال از ازدواج شما گذشته باشد تا رابطه شما با فرد مقابل به ثبات مطمئنی رسیده باشد.

همراهی:

وی در ادامه گفت: داشتن فردی که بتوان با او صحبت کرد. به تفریح رفت و امور مربوط به زندگی را تقسیم کرد، هدف اول بیشتر افرادی است که ازدواج می کنند زندگی می تواند به تنهایی سپری شود اما حتی عمیق ترین غم و اندوه نیز می تواند با مراقبت همسر کنترل شود. سهیم شدن در کارهای مربوط به خانه می‌تواند منجر به احساس رضایت در زندگی شخصی و اجتماعی شود. هنگامی که فردی دلسوز و همراه در کنار آنان است نگرانی در مورد مشکلات زندگی بسیار کمتر خواهد بود.

تشکیل خانواده و بچه دار شدن:

این کارشناس ارشد روانشناسی با بیان اینکه دلیل دیگر برای ازدواج بچه دار شدن است، اظهارکرد: از لحاظ سنتی، دلیل زیربنای ازدواج داشتن بچه است. این مسئله در بخش‌هایی از جهان مشاهده می شود بچه ها بهترین چیزی هستند که از موفقیت ازدواج منتج می‌شوند.

دلایل نادرست

وی امنیت مالی را یکی از دلایل نادرست ازدواج برشمرد و گفت: بسیاری از ما می توانیم از لحاظ مالی خودمان را تأمین کنیم، اما موقعی که کارمان را از دست می دهیم یا دچار بیماری ای می شویم که ما را از کارمان می‌اندازد، چه کار باید بکنیم؟ اگر چه ازدواج برای پول هدف مناسب و درستی نیست، اما می‌تواند به ما کمک کند که در این مواقع از کمکهای همسرمان بهرمند شویم و آسیب نبینیم.

موحدی با اشاره به تصور منفی از خود و اعتماد به نفس پایین اظهار کرد: برخی به این دلیل ازدواج می‌کنند که از اعتماد به نفس پایین رنج می‌برند و می‌خواهند از طریق ازدواج با افرادی که به آنها احساس ارزشمندی می‌دهد و به زندگی شان معنا ببخشند.

وی اضافه کرد: تصور اینکه اگر ازدواج کنیم تمامی مشکلات زندگی مان حل خواهد شد، بسیاری از افراد را به ازدواج ترغیب می کند. بسیاری از این افراد بعد از مدتی از تصمیم به ازدواج پشیمان می شوند زیرا بر خلاف باور قبلیشان ازدواج مشکلاتشان را رفع نکرده است.

این کارشناس ارشد روانشناسی با اشاره به ترس از تنهایی گفت: انسان موجودی اجتماعی است و در وجود او تعامل با دیگران در ارضای نیازهای انسانی سهم شایسته ای دارد. به همین خاطر بسیاری از افرادی که بنا به دلایل متعدد تنها زندگی می کنند و یا در عین حال که با خانواده خود زندگی می کنند، احساس تنهایی می‌کنند. گاهی افراد برای کنار آمدن با این خلأ احساسی به فکر تشکیل زندگی مشترک می افتند.

وی تاکید کرد: به طور قطع ازدواج راهی به سوی تعامل، تبادل احساسات و همدردی محسوب می‌شود و این فرایند به ایجاد رضایت در انسان‌ها از زیستن با هم می‌افزاید اما اگر احساس تنهایی، ناشی از ضعف مهارت‌های اجتماعی فرد در تمایل با دیگران باشد و یا ابتلا به اختلافات روانی سبب به وجود آمدن چنین حالتی در او شده باشد، ازدواج راه حل مناسبی برای کنار آمدن با این احساس نیست.

موحدی در ادامه گفت: افرادی که در رابطه عاطفی قبلی شان آسیب دیده اند ممکن است برای تسکین این آسیب فوراً فرد دیگری را انتخاب کنند. تحقیقات مختلف از جمله تحقیق «میشل» و «مک مانوس» در سال 2005 نشان داده است این نوع ازدواج که تنها برای تسکین علایم روانی ناشی از شکست در رابطه عاطفی قبلی صورت می گیرد، عمدتاً با موفقیت همراه نیست و در بیشتر مواقع موجب شکست دیگری در زندگی می‌شود.

وی درباره ترس از آسیب دیدن شخص دیگر اظهارکرد: برخی از این می ترسند که اگر رابطه با نا مزدشان را به دلایل موجهی خاتمه دهد، او ضربه سختی بخورد و نتواند به زندگی عادی اش باز گردد. این افراد با وجود اینکه در دوران آشنایی و نامزدی شان متوجه مواردی همچون عدم صداقت، اعتیاد شده‌اند که احتمال شکست در زندگی زناشویی آینده شان را بسیار بالا می برد، باز هم به دلیل ترس از آسیب دیدن نامزدشان حاضر به ازدواج با او می شوند.

چراییه-ازدواج

به طور قطع ازدواج راهی به سوی تعامل، تبادل احساسات و همدردی محسوب می‌شود

این کارشناس ارشد روانشناسی افزود: افراد در دوران نامزدی ممکن است به فاش سازی مسائل شخصی خود بپردازند که گاهی بی‌توجهی به محتوای مطلب ابراز شده مشکلاتی را به دنبال دارد، مثلاً مردی به نامزدش می گوید چون با صداقت این موضوع را گفته من همسر او می شوم، و بعد از ازدواج این مسائل ایجاد مشکل خواهد کرد.

وی با اشاره به انتشار اجتماعی گفت: گاهی اوقات افراد به این دلیل ازدواج می کنند که احساس می کنند ساعت بیولوژیکی شان در حال پرشدن است آنها نگران هستند که ممکن است هرگز کسی را برای ازدواج نیابند. در مانده نشوید و صبر کنید زمان بندی خداوند کامل است او بهترین شخص را برایتان در بهترین زمان قرار خواهد داد فشار زمان که شما احساس می کنید یک انتظار فرهنگی است که اغلب اوقات واقعی نیست.

این کارشناس ارشد روانشناسی با اشاره به فشار خانواده اظهارکرد: برخی از افراد از موقعیت خانواده فرار می کنند برای آنها ازدواج کردن یک راه فرار از این موقعیت خانوادگی است. مشکل موقعی ایجاد می شود که شما به این دلیل ازدواج کنید و ازدواجتان به این دلیل نباشد که فرد مناسبی را برای ازدواج یافته‌اید و زمان مناسب ازدواجتان فرا رسیده است.

موحدی در مطلب خود در مجله سپیده دانایی گفت: گاهی افراد بدون آگاهی و آمادگی لازم وارد یک زندگی مشترک می شوند و پس از مدتی احساس از دست دادن آزادیهای فردی و یا احساس در دام افتادن می کنند. ازدواج هایی که در آن انگیزه مزه کردن زندگی مشترک، بدون توجه به سایر مولفه ها وجود دارد، اغلب مخاطراتی را به دنبال خواهد داشت.

 

نظرات

*

code