کد :16102 24 مرداد 1394 143 دسته : روانشناسی همیار آسان طب

کمرویی در میان دانش آموزان خردسال شایعتر از بزرگسالان است . بسیاری از بزرگسالانی که خود را غیر کمرو می بینند با برنامه ریزی ، بر کمرویی دوران کودکی خود غلبه کرده اند ، معهذا تحقیق ما مؤکداً این باور را که کمرویی فقط عارضه ی دوران کودکی است ، رد می کند.

کم رویی

کم رویی

کم رویی چیست؟

کم رویی مبحثی است که هرچه بیشتر در مورد آن بحث کنیم ، شاخه های مختلف بیشتری را در آن نظاره گر هستیم . بنابراین قبل از آنکه حتی بتوانیم درباره ی نحوه ی مقابله با کم رویی فکر کنیم، می بایست در مورد کم رویی شناخت بیشتری داشته باشیم.

فرهنگ لغت آکسفورد می گوید که اولین استفاده ی ثبت شده از این کلمه در یک ترانه بوده است که حدود هزار سال بعد از مسیح سروده شده است .

در آن ترانه معنی این لغت ” به سهولت ترسانده شده ” است. ” کمرو بودن ” نشانگر صفت فردی است که ” به خاطر ترسویی ، احتیاط کاری و بی اطمینانی ، نزدیک شدن به او مشکل است . ” فرد کمرو” هشیارانه از مواجهه با افراد یا چیزهایی مشخص یا انجام کاری همراه آنان بیزار است. ” در گفتار یا کردار خود ملاحظه کار است ، از ابراز وجود بیزار است و به طور محسوسی ترسو است. ممکن است فرد کمرو ” کناره گیر یا بی اعتماد باشد و یا شخصیتی پرسش انگیز ، بی اعتماد و مشکوک داشته باشد.” فرهنگ لغت و ” بستر ”  کم رویی را به عنوان ” ناراحت بودن در حضور دیگران ” تعریف می کند.

کم رویی  در میان دانش آموزان خردسال شایعتر از بزرگسالان است . بسیاری از بزرگسالانی که خود را غیر کمرو می بینند با برنامه ریزی ، بر کم رویی دوران کودکی خود غلبه کرده اند ، معهذا تحقیق ما مؤکداً این باور را که کم رویی فقط عارضه ی دوران کودکی است ، رد می کند. ممکن است این پدیده در میان کودکان آشکارتر باشد ، زیرا آنان عموماً نسبت به بزرگسالان در معرض بررسی دقیق تر روزانه اعمالشان قرار دارند. اما کم رویی در میان بخش قابل ملاحظه ای از جمعیت بزرگسالان ادامه می یابد.

درمان کم رویی در کودکان

کم رویی چگونه بر افراد تأثیر می گذارد

کم رویی پیوستار روانی گسترده ای را در بر می گیرد : می تواند از احساس عدم کفایت در حضور دیگران تا حوادث آسیب زای ناشی از اضطراب –  که کاملاً زندگی یک فرد را ویران می کند –  را در برگیرد. به نظر می رسد کمرو بودن اسلوب ترجیحی برخی افراد در زندگی است ؛ اما برای دیگران به منزله ی محکومیت تحمیلی زندگی بدون احتمال وجود عفو می باشد.

در انتهای این پیوستار افرادی قرار دارند که با کتاب خواندن ، فکر کردن و کارکردن با اشیاء یا حضور در طبیعت ، احساس راحتی بیشتری می کنند تا معاشرت با افراد دیگر. نویسندگان ، دانشمندان ، مخترعین ، جنگلبانان و مکتشفین احتمالاً شیوه ای از زندگی را برگزیده اند که آنان را قادر می سازد بیشتر وقت خود را در دنیایی بگذرانند که انسانها فقط به طور پراکنده در آن حضور دارند. آنان بسیار درون گرا هستند و همراهی با دیگران در مقایسه با نیاز آنان به تنهایی و داشتن خلوت ، جذابیت محدودی دارد.

در حقیقت امروزه افراد بسیاری جذابیت زندگی تنها در جزیره ای دور افتاده را دوباره در می یابند . اما حتی در درجاتی از این بخش کوچک از پیوستار کمرویی ، افرادی جای گرفته اند که می توانند به آسانی هر زمان که لازم باشد با دیگران ارتباط برقرار کنند ؛ یا افرادی که به دلیل عدم توانایی در پیشبرد یک گفتگوی ساده ، کنش متقابل را دشوار می یابند می توانند گروهی از مردم را مخاطب قرار دهند یا یک میهمانی رسمی را در کمال آرامش برگزار کنند.

طیف میانی پیوستار کم رویی شامل بخش اعظم افراد کمرو است ،  یعنی کسانی که در موقعیت های مشخص با افراد خاصی احساس بی کفایتی و ترس می کنند. ناراحتی آنان آنقدر شدید است که به زندگی اجتماعی آنان آسیب وارد شده و عملکرد آنان مختل می گردد، و ابراز این مطلب که چه فکر می کنند و دوست دارند چه کار کنند را دشوار یا غیر ممکن می سازد.

از آنجا که منبع واحدی از کم رویی – ترس از مردم – موجب بروز واکنش های مختلف می شود ، رفتار بیرونی یک فرد همیشه شاخص قابل اطمینانی برای تعیین میزان کم رویی واقعی او به شمار نمی رود. کم رویی همیشه بر طرز رفتار ما تأثیر می گذارد اما لزوماً این تأثیر گذاری آشکار یا مستقیم نیست. در نهایت می توان گفت اگر شما فکر می کنید خجالتی هستید پس هستید ، بدون در نظر گرفتن این که در انظار چگونه رفتار می کنید.

افرادی که در پیوستار کم رویی در طیف میانی قرار دارند عموماً به خاطر عدم تسلط بر مهارت های اجتماعی و یا فقدان اعتماد به نفس ، کمرو هستند . برخی افراد بر مهارت های اجتماعی لازم جهت تداوم بخشیدن به حرکت نرم و روان ماشین ارتباطات بشری تسلط ندارند. آنان نمی دانند که یک گفتگو را چگونه آغاز کنند یا در کلاس درس چگونه از سخنران بخواهند که بلندتر صحبت کند . بقیه هم برای انجام کاری که می دانند صحیح است اطمینان لازم را ندارند.

در انتهای پیوستار کمرویی افرادی قرار دارند که ترس آنان از افراد دیگر هیچ حد و مرزی نمی شناسد : افراد مطلقاً کمرو. این افراد هر زمان که برای انجام کاری در حضور مردم صدا زده می شود بینهایت می ترسند و به قدری به واسطه اضطراب پدید آمده احساس ناامیدی می کنند که تنها راه را فرار و پنهان شدن می یابند. این پیامد حاکی از عدم صلاحیت ، که در افراد بی نهایت کمرو پدید می آید به افراد جوان یا دانش آموزان محدود نمی گردد ، و حتی بر اثر مرور زمان نیز ناپدید نمی گردد.

در بدترین حالت ، کم رویی می تواند به روان رنجوری حاد مبدل گردد، یک بیماری ذهنی که می تواند موجب افسردگی شده و حتی در نهایت تأثیر بسیاری در اقدام به خودکشی داشته باشد.

علایم جسمانی کمرویی

افراد کمرو در سطح فیزیولوژیک نشانه های زیر را گزارش داده اند: نبض تند می زند ، قلب به شدت می تپد ، فرد به میزان قابل توجهی عرق می ریزد و در معده حالت التهاب و دلشوره فرد را آرام نمی گذارد. جالب توجه است که همه ی ما این واکنش های جسمانی را با احساسی بسیار قوی تجربه کرده ایم ، حتی اگر در آن لحظه عصبانی ، هراسان ، تحریک شده یا خشنود باشیم. بدن ما در تمایز میان این احساسات ماهیتاً متفاوت کمک زیادی به ما نمی کند. اگر ما مجبور به اتکا بر نشانه های جسمانی بودیم هیچ گاه نمی دانستیم چه موقع بگوییم ” بله ” یا ” خیر” ، آیا دوست باشیم یا بجنگیم. یکی از علایم جسمانی که افراد خجالتی نمی توانند پنهان کنند و بخشی از انگیختگی عمومی نیست، سرخ شدن است.

برای اکثر ما مواقعی پیش آمده است که از شرم سرخ شده ایم و یا احساس تپش قلب و دلشوره کرده ایم .  افراد غیر کمرو این واکنش ها را به عنوان ناراحتی مختصر می پذیرند و به جوانب مثبت آنچه بعداً اتفاق می افتد می نگرند ، داشتن یک گفتگوی خوب با یک رهبر مذهبی – اجتماعی یا گرفتن نشانی صحیح از یک پلیس خارجی. اما افراد کمرو فکر خود را بر این نشانه های جسمانی متمرکز می کنند. در واقع گاهی اوقات حتی قبل از وارد شدن به موقعیتی که ممکن است در آنان احساس کم رویی ایجاد نماید ، دچار کم رویی می شوند. آنان ابتدا علایم را تجربه می کنند و فقط به مصیبت می اندیشند: تصمیم می گیرند از ملاقات با رهبر مذهبی – اجتماعی یا شرکت در تور پاریس پرهیز کنند.

دستپاچگی

معمولاً سرخ شدن با احساس دستپاچگی همراه می شود، احساس کوتاه مدت و شدید ناشی از دست دادن عزت نفس که همه ی ما گاهی بدان دچار می شویم. زمانی که به طور ناگهانی یک نورافکن عمومی برروی یک رخداد خصوصی زندگی ما پرتو می افکند مضطرب می شویم . گاهی اوقات وقتی کسی ، چیزی درباره ی ما به فرد دیگری ابراز می دارد این حالت پدید می آید. همچنین تحسین دور از انتظار معمولاً افراد باشرم و حیا را نیز دستپاچه می کند. در مواقع دیگر وقتی در حین انجام عملی مخفیانه مچ ما گرفته می شود دستپاچه می شویم. سرک کشیدن داخل یک ماشین پارک شده ، انگشت در بینی کردن ، مرتب کردن لباس شخصی .  دیگر این که وقتی درمی یابیم دیگران عدم صلاحیت ما را دریافته و به زودی متوجه خواهند شد و آن را تأیید نخواهند کرد نیز دستپاچه می شویم.

این موارد شش روش حفظ ظاهر را شناسایی کرده است:

1 – با حالتی دفاعی موضوع را عوض کنید : ” چقدر دیگر طول می کشد؟ من قرار ملاقات دارم.”

2 – در نحوه ی اجرای برنامه بهانه ای بیایید ” نورچراغهای فلورسنت تمرکز فکر مرا برهم می زند.”

3 – خصوصیات خوب دیگر را به نمایش در آورید : ” تنیس ورزش مطلوب من نیست ، شطرنج بازی کنیم.”

4 – کاری که نمی توانید انجام دهید را کنار بگذارید : ” وقتی چنگال در دسترس است ، استفاده از چوب برای غذا خوردن وقت تلف کردن است .”

5 – نفی شکست:” هیچ کس دیگر هم نمی توانست او را راضی کند.”

6 – تلاش برای کسب اطمینان : ” امیدوارم شما را خیلی گیج نکرده باشم ، کرده ام ؟ “

احتمالاً افراد کمرو به دلیل پایین بودن سطح عزت نفس خود از روش های منحرف کننده ی حفظ ظاهر استفاده نمی کنند. برعکس از هر موقعیتی که به طور بالقوه موجب بروز دستپاچگی می شود دوری می جویند، و بدین ترتیب هرچه بیشتر خود را از سایرین منزوی نموده و به جای  آن فکر خود را بر کمبودهای خویش متمرکز می سازند.

بعضی از افراد می گویند که حتی در تنهایی نیز احساس کم رویی می کنند. آنان هنگام تفکر درباره ی یک خطای گذشته ، سرخ شده و احساس دستپاچگی می کنند. یا به خاطر شرکت در یک برنامه ی اجتماعی قریب الوقوع گرفتار اضطراب می گردند. با هجوم افکار مربوط به گذشته و آینده ، کم رویی حتی در لحظات تنهایی نیز مزاحم ماست .

خودآگاهی

کم رویی در عمل باعث می شود که فرد به خود کم بها دهد و از این رو فرد کمرو افکار ، احساسات و اعمال بسیاری را که به طور مرتب تهدید به ظاهر شدن می کنند را سرکوب می کند. افراد کمرو واقعآً در این دنیای درونی فکری زندگی می کنند. در حالی که سکوت فرد کمرو وی را در اجتماعی ساکن جلوه گر می سازد اما در درون وی در بزرگراههای افکارش با تصادم احساسات و راه بندانهای پرسر و صدای ایجاد شده توسط خواسته های سرکوب شده ،  جنجالی برپاست. مهمترین صفت مشخصه ی فرد کمرو ، خودآگاهی بیش از اندازه ی وی  می باشد. خودآگاهی ، ” در تماس دائم با شخص خود بودن ” و خویشتن نگری در بسیاری از نظریات مربوط به شخصیت سالم نقش مرکزی داشته و در چندین روش درمان رایج ، از اهداف کار به شمار می آیند. گرایش مشابهی به سوی خودکاوی و ارزیابی افکار و احساسات فرد ، هنگامی که به وسواس مبدل شود، علائم اختلال روانی را نشان می دهد. بیشتر اوقات افراد کمرو تا این حد جلو می روند.

بیش از 85 درصد کل افرادی که خود را کمرو می دانند می گویند که ذهنشان به شدت به خودشان مشغول است. این خودآگاهی دارای ابعاد عمومی و خصوصی می باشد.

خودآگاهی عمومی

خودآگاهی عمومی در توجه به تأثیر خود بر دیگران انعکاس می یابد: ” درباره ی من چه فکر می کنند؟” ، ” چه تأثیری روی آنها می گذارم؟” ، آیا من را دوست دارند؟” ، چگونه می توانم از علاقه ی آنها اطمینان حاصل کنم ؟” اگر شما از نوع افرادی هستید که دارای خودآگاهی عمومی می باشند ، می باید با صدای بلند به بیشتر این موضوعات پاسخ مثبت دهید:

  • اسلوبی که برای انجام کارها در پیش می گیرم برایم مهم هستند.
  • روش معرفی خودم به دیگران برایم مهم است.
  • درباره ی وضع ظاهری خودم حساسیت دارم.
  • معمولاً نگران به جای گذاردن یک تصور خوب از خودم هستم.
  • یکی از آخرین کارهایی که قبل از ترک خانه انجام می دهم، نگاه کردن در آینه است.
  • طرز تفکر دیگران درباره ی من برایم حائز اهمیت است.
  • معمولاً از وضعیت ظاهری خودم آگاهی دارم.

خودآگاهی خصوصی

فکری است که به درون فرد متوجه شده است و نه فقط فرایند برگرداندن توجه فرد به درون خویش می باشد بلکه مضمون منفی تمرکز خودمحور گونه را در خود دارد : ” من بی لیاقت هستم”، ” من زشت هستم ” ، ” من بی ارزش هستم “. هر فکری ، برای تحقیق زیر یک میکروسکوپ قوی تحلیل گر بسیار مناسب است.

این تحلیل روانی با آنچه توسط زیگموند فروید انجام پذیرفته است قابل قیاس می باشد- با یک استثنا. فروید بر آن بود که منشأ آن افکار و خواسته ها را بیابد و بدون سردرگمی معنای آن را کشف کند. هدف این خودجویی آن بود که فرد را برای عمل کردن از قید آن حصار غیر منطقی رها سازد و به او کمک کند با هر دو نوع تکانه های نرم و خشن بیشتر همراه گردد. اگر شما در زمره ی افراد دارای خودآگاهی خصوصی می باشید ، به تمامی یا اکثر موضوعات زیر پاسخ مثبت خواهید داد:

  • همیشه سعی می کنم خودم را ارزیابی کنم.
  • به طور کلی ، نسبت به خودم خیلی آگاه هستم.
  • درباره ی خودم خیلی فکر می کنم .
  • معمولاً موضوع رؤیاهای خودم هستم .
  • همیشه مشغول موشکافی خودم هستم.
  • عموماً به احساسات درونی خودم توجه می کنم.
  • دائماٌ انگیزه های خودم را بررسی می کنم .
  • گاهی اوقات این احساس را دارم که درمشاهده ی خودم اشتباهی وجود دارد.
  • نسبت به تغییراتی که در حالاتم پدید می آید هشیار هستم.
  • وقتی مشغول کارکردن بر روی مشکلی هستم ، از روش تفکرم آگاهی دارم .

این تمایز میان دو نوع خودآگاهی می تواند تا کم رویی ادامه یابد . تحقیقات پُل پیلکونیس دو گروه کلی از افراد کمرو را معرفی کرده است: کسانی که در حضور جمع کمرو هستند و کسانی که در خلوت خویش کمرو هستند. گروه اول بیشتر نگران هستند که  مبادا رفتار بدی داشته باشند ، اما گروه دیگر نگران احساسات بد خود هستند.

اضطراب افرادی که از نظر عمومی کمرو هستند بیشتر از رفتار ناشیانه و عدم موفقیت در پاسخگویی مناسب به موقعیت های مختلف اجتماعی سرچشمه می گیرد. نگرانی آنان نسبت به عملکرد نامناسب احتمالی خویش از طریق اخذ نمرات بالا در مقیاس خودآگاهی عمومی نشان داده شده است. برای افرادی که در خلوت خویش کمرو هستند، آنچه فرد انجام می دهد نسبت به احساسات ذهنی حاکی از ترس و ناراحتی از آشکارشدن کمبودهایشان در مرتبه ی دوم قرار دارد. همان طور که انتظار می رفت ، این اعضای باشگاه خصوصی در مقیاس کلی خودآگاهی مانند مقیاس خودآگاهی خصوصی ، نمره ی بالایی کسب کرده اند.

کم رویی در کودکان

راه های مبارزه با کمرویی

 به گفته دکتر برناردو از موسسه تحقیقات کمرویی، کم رویی دارای سه مولفه است.
کم رویی نوعی معلولیت اجتماعی است و اگر درمان نشود ممکن است به صورت بیماری در آید .
کم رویی یک توجه غیر عادی و مضطربانه به خویشتن در یک موقعیت اجتماعی است که شخص دچار نوعی تنش روانی –عضلانی میشود و رفتارهای غیر عادی از او سر میزند .
بعضی فکر می کنند کم رویی افراد نشانه ادب ومتانت و سنگینی آنهاست و کم رویی را برای دختران نشانه عفت وحیا می دانند در صورتی که کم رویی برای هر دو جنس یک معلولیت اجتماعی است .

سه قسمت اصلی کمرویی

به گفته دکتر برناردو از موسسه تحقیقات کم رویی ، کم رویی دارای سه مولفه است:
خود آگاهی بیش از حد : شما بیش از حد از خود آگاه هستند، به خصوص در موقعیت های اجتماعی .
ارزیابی منفی بیش از حد از خود : شما تمایل دارید خودتان را منفی ببینید.
اشتغال ذهنی منفی بیا از حد به خود : شما تمایل به توجه بیش از حد به کارهای اشتباهتان دارید وقتی در یک جمع قرار دارید.

چرا افراد خجالت می کشند؟

همه ما به دلایل مختلف و درجات متفاوتی این حس را تجربه می کنیم؛ اگرچه دلیل آن اغلب بین افراد مشترک است و به یکی از موارد زیر ختم می شود:
۱ – تصویر ضعیف از خود
این مسأله می تواند از دوره نوجوانی افراد شکل گرفته باشد؛ زمانی که ویژگی های منحصر به فرد ما برای اطرافیان مان جالب به نظر نمی رسد و ما فکر می کنیم آنها بی ارزش هستند و سعی می کنیم خودمان را شبیه دیگران کنیم و در نتیجه دیگر خودمان نیستیم و حتی احساسات مان، احساسات واقعی ما نیست. این افراد معمولا حتی نمی دانند توانایی ها و استعدادهای واقعی شان در چیست؛ فقط فکر می کنند هر شخص دیگری نسبت به آنها جالب تر و بهتر است.
۲ – فکر کردن بیش از حد به خود
هنگامی که در کنار دیگران هستیم، نسبت به کارهای مان و آنچه انجام می دهیم، حساس تریم؛ به خصوص وقتی که در مرکز توجه همه باشیم. این فکر، در ما اضطراب ایجاد می کند و باعث می شود تمامی حرکات مان برای خودمان سئوال برانگیز باشد و فکر کنیم آنها را اشتباه انجام داده ایم! این مسأله می تواند افکارتان را به شکل یک کهکشان مارپیچی به سمت پائین سوق دهد.
۳ – برچسب زدن
وقتی که خود را یک فرد خجالتی می شناسیم و این برچسب را روی خودمان می زنیم، از لحاظ روانی به مرور با این احساس خو گرفته و زندگی می کنیم و شاید برای همیشه در ما باقی بماند. هنگامی که برچسب عمل یا صفتی را به خود می زنید، آن صفت به صورت ثابت روی شما باقی می مانند و با همان زندگی خواهید کرد.

چطور بر کم رویی خود غلبه کنیم؟

ما در هر موقعیتی می توانیم بر کم رویی خود با افزایش آگاهی و تمرین عملی غلبه کنیم. ما در زیر راهکار های را برای کمک به شما پیشنهاد می دهیم:
درک کم رویی خود
نوع کمرویی خود را شناسایی کنید و دریابید که چه تأثیری بر زندگی شما دارد. همان لحظه که احساس خجالت می کنید، فکر می کنید چه چیزی شما را نگران می کند و در چه موقعیت هایی این حس به شما دست می دهد.
توجه به خودآگاهی
دریابید که جهان و نگاه همه افراد به شما نیست و مردم آنقدر گرفتاری دارند که فرصتی برای نگاه کردن به شما نخواهند داشت. به جای اینکه دائم نگران خود باشید و خودتان را تماشا کنید، خودتان را یکی از افراد دیگر و جزء یکی از آنها بدانید. خود را در برابر موضوعی که منجر به خجالتی شدن شما می شود مسلح کنید و افکار خود را در اختیار بگیرید، اولین قدم مبارزه و غلبه بر کم رویی، آگاهی و رفتن به سوی هرگونه تغییر و یا بهبود زندگی است.
اشخاص را زیاد بزرگ نکنید
همانند نکته فوق، اهمیت ویژه ای را بفردی که با وی صحبت میکنید قائل نشوید. هرگاه اینگونه جلوه دهید که او برای شما بی اندازه ممتاز میباشد، او نیز شروع خواهد کرد به همین منوال فکر کردن. به وی بعنوان یک انسان با تـمـام مـعایـب و خـصـوصـیـات یک فـرد عادی نـگاه کنید. گفتگو کردن در حالت برابر، بسیار دلپذیرتر از صـحبت کردن با تـکبر و یا با چشم حقارت خواهد بود.
خودتان را دوست بدارید
یاد بگیرید از خودتان قدردانی کنید و احساسات و استعدادهای خاص خود را دوست داشته باشید. یک نامه عاشقانه برای خودتان بنویسید و کارهایی را انجام دهید که از آن لذت می برید. از بدن خود بابت زحماتی که کشیده است، تشکر کنید. زمانی را به خویش اختصاص دهید و به خودتان رسیدگی کنید.
یافتن نقاط قوت خود
همه ما ویژگی های منحصر به فرد و شیوه های متفاوتی برای بیان خود داریم. دانستن این مساله بسیار اهمیت دارد که اگر هر کاری را به طور کامل انجام دهیم، خوب و عالی است، حتی اگر با شکل عام و عادی آن متفاوت باشد. اگر همه افراد یکسان باشند، جهان، جای کسل کننده ای خواهد شد. کاری را که در آن مهارت دارید، پیدا کرده و روی آن تمرکز کند. شناسایی توانایی های تان، اعتماد به نفس و رضایت خاطر را در شما افزایش خواهد داد و کمک خواهد کرد خودتان را بهتر بشناسید. خواهید دید که چگونه قدرت منحصر به فردتان، به شما یک امتیاز داده و باعث مزیت و تفاوت شما از دیگران خواهد شد.
از طرد شدن نهراسید
قهرمانان برجسته مشت زنی درحالی پا بمیدان میگذارند که احتمال شکست برایشان وجود دارد. به همین ترتیب شما نباید انتظار داشته باشید همیشه موفق باشیـد. هیچ چیز ۱۰۰% نیست. بنابراین رویـارویی با یک فرد را بعنوان یک تجربه آموزنده درنظر بگیرید. ترفند کار در این است که خودآگاه (تمرکز حواس بخود) نباشید. کمرویی، تـردید و دودلی هنگامی رخ میدهد که شما به عیوب و نقایص خود فکر می کنید. در عوض افـکـارتـان را سراسر به شخصی که در حال گفتگو هستید متمرکز گردانید. هم شما اضطراب خود را از خاطر خواهیدبرد و هم اینکه طرف مقابل از توجه شما خرسند و مشعوف خواهد شد.
تنفس عمیق
اضطراب و ترس را می توان کنترل کرد اگر یاد بگیرید برای غلبه بر آنها چطور محکم باشید. یکی از روش های ساده برای کنترل این احساسات و رسیدن به آرامش، کشیدن نفس عمیق با چشم های بسته است. هنگامی که نفس عمیق می کشید، فقط بر روی تنفس خود تمرکز کنید. در حالی که از همه افکار بد دور هستید، نفس عمیق بکشید و عمل بازدم را به آرامی انجام دهید. روش دیگر، یوگا است. از هنگامی که شروع به دم و بازدم می کنید، آنها را بشمارید. کم کم شمارش دم را کنار گذاشته و فقط بازدم های خود را شمارش کنید؛ مثلاً چهار عدد تنفس دم برای چهار عدد بازدم؛ بدین معنی که زمان و سرعت بازدم خود را کاهش دهید و در مقایسه با دم، بازدم کمتری داشته باشید. به کار ادامه دهید تا احساس آرامش کنید. این کار را حتی در یک مکان کوچک هم می توان انجام داد.
رهایی از اضطراب
یکی از تعاریف اضطراب این است که «اضطراب عبارت است از انرژی مسدود شده که باید آزاد شود.» و این انرژی را می توان از طریق حرکات فیزیکی آزاد کرد. ورزش هایی همچون دویدن و پیاده روی، می توانند به آزاد کردن این انرژی کمک کنند، همین طور ذهن را به سمت موضوع دیگری منحرف می کنند و این به تجدیدنظر در دیدگاه ها نیز کمک خواهد کرد. روش دیگر، مراقبه (مدیتیشن عضلات) است. هر قسمت از بدن خود را به مدت ۳ تا ۵ ثانیه سفت و منقبض و سپس رها کنید تا اینکه به بالای سرتان برسید. در این حین، نفس کشیدن را فراموش نکنید.
تجسم موقیعت خوب
خود را در موقعیتی تصور کنید که در آن فردی با اعتماد به نفس و شاد هستید. این فکر به شما کمک می کند هنگامی که در آن موقعیت قرار می گیرید، همان احساس را داشته باشید.
تمرین و تمرکز
کلمات می توانند انرژی باورنکردنی به انسان بدهند. آنچه ما بارها و بارها با خود می گوییم، ذهن ناخودآگاه مان می شنود. اگر با خود بگوییم که من ناتوان و بیش از حد در انجام کارها خجالتی هستم، همین اتفاق خواهد افتاد. ما آنچه هستیم که خود می خواهیم و خودباور داریم. اگر مرتب با خود تکرار کنیم که من فردی بااعتماد به نفس و توانا هستم، ذهن ناخودآگاه ما آن را درک خواهد کرد. اما تفکر و تجسم مثبت می تواند ما را در راه اصلاح الگوهای تفکر قرار دهد.
مقابله با شرایط بد و ناراحت کننده
وقتی موقعیت ها و مکان هایی را که در آن احساس خجالت می کنید، ترک می کنید، در اصل کمرویی خود را تقویت کرده اید. به جای این کار با آن روبه رو شوید و مقابله کنید. این کار باعث از بین رفتن ترس و رشد شخصیت شما می شود.
پذیرفتن شکست ها
بپذیرید که احتمال دارد از طرف دیگران پذیرفته نشوید؛ اما به خاطر داشته باشید که این بخشی از زندگی است و تمامی افراد آن را تجربه کرده اند. شکست بخشی از فرآیند یادگیری است و تو تنها نیستی.
برچسب نزنید
از اینکه به خود برچسب خجالتی بودن بزنید، بپرهیزید. شما منحصر به فردید و خودتان هستید. شما زیبا هستید؛ هیچگاه فراموش نکنید.
مهارت های اجتماعی
مثل تمامی مهارت های دیگر، مهارت های اجتماعی نیز از طریق تمرین و تجربه رشد می کنند. هر چقدر بیشتر تمرین کنید. دفعه بعد آسانتر خواهد شد. اگر قرار است در موقعیت سختی قرار بگیرید، می توانید حتی با خود تمرین کنید که چه حرف هایی بزنید.
تصور شرایط سخت
بعضی اوقات، به علت کمبود مهارت های اجتماعی نیست که موفق نمی شویم، بلکه به دلیل کمبود اعتماد به نفس و ترس از شکست است. خود را در موقعیت سخت تصور کنید تا ترس تان از آن شرایط و از قرار گرفتن در موقعیت های سخت از بین برود. اگر به طور مکرر خود را در آن شرایط تصور کنید، پس از مدتی متوجه می شوید که آن شرایط خیلی هم سخت نیستند. ممکن است در وهله اول تصور و پذیرش آن کمی سخت باشد؛ ولی بعد به آن خواهید خندید.
بهترین احساس
رفتن به باشگاه ها و رستوران ها خوب است، اما نه برای همه افراد. آنچه به شما احساس آرامش می دهد، در خود بیابید. فعالیت ها و مکان هایی را پیدا کنید که بهترین احساس را برای شما به ارمغان می آورند. شما مجبور نیستید هر کاری را که دیگران انجام می دهند، انجام دهید.
تمرکز در لحظه
به آنچه که انجام می دهید، آگاه باشید. وقتی در حال مکالمه با شخصی هستید، اینکه ظاهر شما چگونه است و چگونه به نظر می رسید را فراموش کنید و روی کلمات متمرکز شوید.
از شما شروع میشود
هــنگامی که کمرویی خـود را کـه مـستلزم پایـداری و گـذشـت زمـان اسـت پـشـت سـر گذاشـتید خواهید دید به چه اندازه زندگی شما دچار تحول میشود. در این زمان با ترس کمتری به سراغ چیزهایی که می خواهید خــواهید رفت. در اینجا رازی نهفته اسـت: تا بحال اتفاق افتاده که داخل اطاقی شوید و آن احساس دستپاچگی و اضطراب به شـمـا دسـت بـدهد. به خاطر داشـتـه باشـیـد کـه اغلب افرادی که ملاقات می کنید خود آنقدر سرگرم و دل واپس این میباشند که دیگران در موردشان چگونه می انـدیـشـند کـه دیگر متوجه شما نخواهند شد تا بتوانند درمورد شما قضاوت کنند.
تمرکز بر موفقیت ها
وقتی نکات گفته شده را رعایت کنید، کم کم می توانید بر کمرویی خود غلبه کرده و به فکر موفقیت های آینده باشید. شما نسبت به حقایق، به بینش جدیدی رسیده اید و می توانید خود را متفاوت از قبل ببینید. هنگامی که به این موفقیت ها دست یافتید، آنها را در یک دفتر یادداشت کرده و فهرستی از آنها تهیه کنید. با این کار اعتماد به نفس تان افزایش می یابد و به سمت چیزی حرکت خواهید کرد که می تواند برای شما مفید باشد.
 کم رویی جوانان

کم رویی از دیدگاه بین فرهنگی

کم رویی یک پدیده گسترده و متنوعی است که در نزد افراد، خانواده ها، جوامع و فرهنگ های مختلف معانی متفاوتی دارد. یک کودک یا نوجوان ممکن است از نظر روان شناسی اجتماعی فردی کم رو باشد، اما از نظر خانواده یا مدرسه به عنوان یک کودک یا نوجوان مؤدب و متین تلقی گردد. به عبارت دیگر بعضی ها افراد کم رو را انسان هایی ساکت، مؤدب و محترم می دانند و تصور می کنند که این افراد، شهروندان سالم و بی آزاری هستند و برخی نیز افراد کم رو را انسان های مطیع، حرف گوش کن، مستعد و مقبول اجتماع می دانند.

بعضی نیز کم رویی را برای دختران امری عادی و صفتی مثبت تلقی می کنند و آن را برای پسران یک ویژگی یا منش ناپسند می دانند. در حالی که کم رویی همان گونه که پیش تر اشاره شد یک معلولیت اجتماعی و مانع رشد مطلوب شخصیت است و برای هر دو جنس امری نامطلوب است.

برخی دیگر کم رویی را در افراد، به خصوص در دختران مترادف با حیا و عفت می دانند و آن را تایید و تمجید و تشویق می کنند،

در حالی که «حیا» یکی از برجسته ترین صفات انسان های متعالی بوده، شاخص ایمان و بیانگر رشد مطلوب شخصیت است. به بیان دیگر قدرت خویشتن داری امری ارادی وارزشمند است و برعکس، کم رویی پدیده ای کاملا غیر ارادی، ناخوشایند و حکایتگر ناتوانی و معلولیت اجتماعی است.

انتظار این است که در جوامع اسلامی به ویژه در کشور ما با توجه به ارزش های والای قرآنی و وظایف و تکالیف شرعی فردی و گروهی، پذیرش مسؤولیت های اجتماعی و اتصاف به فضیلت های اخلاقی، رشدی متعادل و متوازن داشته باشد. بدون تردید مسلمانان کم رو نمی توانند در انجام بعضی از وظایف و مسؤولیت های اجتماعی خود موفق باشند. فی المثل خمیر مایه ایفای وظیفه مهم امر به معروف و نهی از منکر، برخورداری از شجاعت اخلاقی و مهارت در برقراری ارتباط اجتماعی متقابل، مؤثر و مفید است.

کم رویی واحساس تنهایی

فردی که قادر به برقراری ارتباط با دیگران نیست، به طور قابل ملاحظه ای کم تر از دیگران از روابط اجتماعی بهره می برد. چنین فردی نمی تواند احساسات خوشایند یا ناخوشایند، ترس ها یا نگرانی ها و آرزوها یا امیدهایش را با نزدیکان و دوستانش در میان بگذارد و پاسخ ها و عکس العمل های ایشان را دریافت کند. احساس تنهایی نیز همانند کم رویی، نوعی ناتوانی اجتماعی است و هر کدام از ما ممکن است در یک موقعیت یا شرایط خاص چنین احساسی داشته باشیم. افرادی که دچار احساس تنهایی می شوند و این احساس با شدت و مداومت، افکار و رفتار آن ها را فرا می گیرد، به تدریج از تمایلات اجتماعی و ارتباطات فردی شان کاسته می شود و از این نظر بعضی از ویژگی های افراد کم رو را پیدا می کنند. کم رویی ناتوانی و معلولیت فرد در برقراری ارتباط است و تنهایی مشکل انسان در اثر فقر ارتباطی است و در بسیاری موارد احساس تنهایی به کم رویی تبدیل می شود.

شایان ذکر است که به دلیل ویژگی ها و نیازهای خاص روحی – اجتماعی نوجوانان، ظهور پدیده تنهایی (احساس تنهایی) در بین ایشان به طور فوق العاده ای بیش تر از شیوع این احساس در میان بزرگ سالان است. و هم چنین این احساس در میان کهن سالان به خاطر شرایط خاص اجتماعی و بدنی آن ها، فراوان است. به همین خاطر در طول یک هفته لحظاتی که نوجوانان وکهن سالان احساس تنهایی می کنند بیش تر از کودکان و بزرگ سالان (میان سال ها) است. هرگاه چنین احساسی به علل گوناگون، از جمله ناکامی های مکرر، نگرانی و اضطراب شدید، رفتار تبعیض آمیز والدین یا بی مهری های فرزندان در برابر والدین مسن و از کارافتاده، واکنش های منفی اطرافیان و قطع امید از پیوندهای عاطفی عزیزان، تقویت گردد و فرد عمیقا احساس تنهایی کند، نه تنها همانند افراد کم رو دچار ناتوانی یا معلولیت اجتماعی می شود، بلکه زمینه افسردگی جدی در وی به وجود می آید و ممکن است دست به اقدامات غیر عادی و کژروی های اجتماعی نظیر گریز از خانه و محل کار، اعتیاد و خودکشی بزند. درصد قابل توجهی از کسانی که خودکشی کرده اند یا اقدام به خودکشی می کنند، تجارب فراوانی از احساس تنهایی و رها شدگی از طرف صمیمی ترین نزدیکان و دوستان خود را داشته اند.

بنابراین به طور خیلی جدی می بایست افراد مبتلا به این پدیده را اعم از نوجوان و بزرگ سال مورد توجه قرار داد و با اتخاذ روش های اصلاحی و درمانی مناسب و یا مراجعه به متخصصین مربوطه، مورد درمان و توانبخشی اجتماعی قرار داد.

بدون تردید در دنیای پیچیده امروز، فراوانی ناراحتی ها و رنج های ناشی از مشکلات ارتباطی و سازگاری اجتماعی مانند اضطراب، افسردگی، کم رویی، احساس تنهایی و.. به مراتب بیش از بیماری های قلبی است! براساس تحقیقات انجام شده بسیاری از ناراحتی های قلبی نتیجه فشارهای عاطفی و روانی و روابط ناسالم یا ناموفق بین فردی است و هیچ منشا فیزیکی و بدنی نداشته است.

۱۰ روش غلبه بر کمرویی

کمرویی شرایط ناتـوان کنـنده ای برای اغلب افراد پـدیـد می آورد و مانع از ایفای نقش در موقعیتهای اجتماعـی و بیان دل مشغولیها و درخواست ازدواج از شخص مــورد علاقه خود میگردد.

واقعیت این است که اغـلب انـسـانـهـا دقـیـقـا” از هـمـان شخصیت دلخواه طـرف مقابلشان برخوردارند ولی بدلیل کمرویی و ترس، از بـیـان درخـواسـت ازدواج طفره میروند و اغلب توسط معشوقه اشان مورد شکوه و شکایت قرار میگیرند.اینگونه افراد فقط به ملاقات و قرارهای عاشقانه اکتفا کرده و گام بلندتری بر نمیدارند . اگـر کمرویی شما را از رسیدن بفرد مـورد علاقه تان بازمیدارد به مـطـالـعـه خود ادامه داده تا بیاموزید چگونه میتوانید بر آن چیره شوید.
● شماره ۱۰
▪ با دوستان خود تمرین کنید
عامل اصلی در کمرویی، ترس از عدم پذیرش (طرد شدن) اسـت. ایـن عـامـل را تـوسط نزدیک شدن و برگزیدن فردی بـرای دوسـت و یـا بـرادر خـود از میان بردارید. از آنجایی که غرور خودتان در معرض خطر نمی بـاشـد کـمتـر از نـزدیک شـدن حـذر خواهید کرد. شما خـواهید دید که مسئله شاقی نیست و خواهید خواست در فرصـت بـعد بـرای خـودتـان نامزدی را انتخاب کنید.
● شماره ۹
▪ مراحل را آهسته طی کنید
انتخاب همسر را همچون برنامه ای ۱۲مـرحله ای در نظر بگیرید. بـا یـک لـبـخـنـد شـروع کنید، به تمام افراد نشان دهید (نه تنها به دختران جذاب و زیـبا) که شـمـا صـمیـمـی و قابل نزدیک شدن می باشید. در روزهای بعد با گفتن سلام جلو بروید. چـنـد روز بـعـد از آن در گـفـتـگویی کوتاه شرکت کنید. به کار خود ادامه دهید تا بتدریج با دیگران صمیمی گردید و خواهـیـد دیـد که بـه آن دشـواری کـه میـاندیـشـید نیست. هرگاه اشتباه بزرگی مرتکب شدید آن را فراموش کنید. اغـلب افـراد بخشنده تر از آن چه شما تصور میـکنـیـد هستند.
اگر شخص موردعلاقه شما زیبا است و این باعث وحشت و دست پاچگی شما میشود مراحل “میزان زیبایی” را بتدریج طی کنید: با نزدیک شدن به فردی با زیبایی معمولی و متوسط که نسبت به آنها اعتماد بنـفس دارید شروع کنید. هنگامی که با آنها احساس راحتی کردید بسراغ فرد زیبا تری بروید و به همین منوال ادامه دهید.توجه داشته باشید که نزدیک شدن بفردی لزوما” نباید جنبه عاطفی داشته باشد مثلا”میتوانید در مباحثات علمی و یا موضوعات کاری با او شریک شوید.
● شماره ۸
▪ به افراد به دید ابزارهای جنسی ننگرید
هنگامی که با یک فرد صحبت میکنید به وی به چشم یک نشـان پـیـروزی جـنـسی نگاه نکنید بلکه به عنوان یک انسان همانند خودتان وی را تصور کنید. در نـظـر گرفتن مـحـض مسائل جنسی در نزدیک شدنتان نمایان خواهد گشت و خانم ها قادر هستند آقـایانی را که تنها با انگیزه جنسی قدم برمیدارند را تشخصی دهند.
● شماره۷
▪ اشخاص را زیاد بزرگ نکنید
همانند نکته فوق، اهمیت ویژه ای را بفردی که با وی صحبت میکنید قائل نشوید. هرگاه اینگونه جلوه دهید که او برای شما بی اندازه ممتاز میباشد، او نیز شروع خواهد کرد به همین منوال فکر کردن. به وی بعنوان یک انسان با تـمـام مـعایـب و خـصـوصـیـات یک فـرد عادی نـگاه کنید. گفتگو کردن در حالت برابر، بسیار دلپذیرتر از صـحبت کردن با تـکبر و یا با چشم حقارت خواهد بود.
● شماره ۶
▪ توقعات خود را کاهش دهید
هنگامیکه با فردی صحبت میکنید انتظار هدف غـایی خود را در سر نداشته باشید. تنها با جریان کار همسو گردید. شـگفت زده خواهید شد که به چه سادگی همه چیز هموار می شود. اگر شما در این اندیشه نباشید که حتما” باید در انتها به چـیـزی دسـت پیدا کنید و خونسردی خود را حفظ کنیـد، در پـایـان به نـتـیجه دلخواهتان خواهید رسید.
● شماره ۵
▪ همه چیز را بخود نگیرید
اگر می خواهید در گزینش همسر کامیاب شوید، لزومی ندارد شما هر اظهار عقیده ای مانند شوخی و طعنه هایی که طرف مقابل احتمال دارد بسوی شما روانه کند را بعنوان یک توهین بخود تلقی کنید. مردم اغلب چیزهایی را میگویند که هیچ مقصود و منظوری از آن ندارند. وقـتـی کـه آنها آزاری به شما نمی رسانند، برخـوردن لـزومی ندارد. هرچند گاهی اوقات مردم نـظـرات نـابـجا و بی موردی می دهند که در این حالت شما می باید قاطعانه از خودتان دفاع کنید.
● شماره ۴
▪ گوش دادن را بیاموزید
همواره شما صحبت نکنید اجازه دهید دیگران هم در مـورد خـودشـان مـدتـی پـرحــرفی کنند. چیزی بخصوص خانم ها بسیار دوست دارند. سـوالات سـرگشـاده ای بـپرسید که احتیاج به پاسخ طولانی دارند و خودتان بنشینید و تنها گوش دهید. هـرگـاه گـفـتـگو در حال از آب و تاب افتادن بود موضوع جدیدی را آماده داشته باشید.و برای کاهش سختی باز کردن سرصحبت همواره موضوعات آغاز گر در اختـیـار داشـتـه باشـیـد تا گفتگو از آب تاب نیافتد.
● شماره ۳
▪ با افراد بسیاری صحبت کنید
از گپ زدن با هرشخصی که ملاقات می کنید ابا نداشته باشید. از پیر زن سالخورده ای که برای خرید به بقالی آمده تا تحویلدار بانک. بقول معروف کار نیکوکردن ازپرکردن است. اغلب مردم از عدم وجود ارتباط بین افراد ابراز تاسف میکنند. بـنـابراین صمیمیت شما با اسقبال مواجه خواهد شد و اگر هـم چنـین نشد به آن اعتنا نکنید. افرادی که با شما با تکبر رفتار می کـنـند احـتـمالا انـسـانـهای کـمـرویـی هسـتـند که هیچگاه جسارت غلبه بر کمروییشان را نداشته اند.
● شماره ۲
▪ از طرد شدن نهراسید
قهرمانان برجسته مشت زنی درحالی پا بمیدان میگذارند که احتمال شکست برایشان وجود دارد. به همین ترتیب شما نباید انتظار داشته باشید همیشه موفق باشیـد. هیچ چیز ۱۰۰% نیست. بنابراین رویـارویی با یک فرد را بعنوان یک تجربه آموزنده درنظر بگیرید. ترفند کار در این است که خودآگاه (تمرکز حواس بخود) نباشید. کمرویی، تـردید و دودلی هنگامی رخ میدهد که شما به عیوب و نقایص خود فکر می کنید. در عوض افـکـارتـان را سراسر به شخصی که در حال گفتگو هستید متمرکز گردانید. هم شما اضطراب خود را از خاطر خواهیدبرد و هم اینکه طرف مقابل از توجه شما خرسند و مشعوف خواهد شد.
● شماره ۱
▪ از خانه خارج شده و معاشرت کنید
به فعالیتهایی ملحق گردید کـه هـمواره در ارتـبـاط بـا دیـگـران بـاشـیـد. مانـنـد بـاشگاه، کلاسهای ورزشی، کلیسا، انجمنهای دانشجویی و کلوب های تفریحی. دراین محیطها همواره باید اجتماعی بـوده و با مردم معاشرت کنید. پس از مـدتی خـواهـید دید برایتان عادی و راحت می گردد. از آن گذشته مـلاقات شما با افراد دلخواه و جذاب عملا تضمین خواهد شد. و میتوانید مطمئن باشید با همسر مورد علاقه خود دیدار خواهید کرد.
● از شما شروع میشود
هــنگامی که کمرویی خـود را کـه مـستلزم پایـداری و گـذشـت زمـان اسـت پـشـت سـر گذاشـتید خواهید دید به چه اندازه زندگی شما دچار تحول میشود. در این زمان با ترس کمتری به سراغ چیزهایی که می خواهید خــواهید رفت. در اینجا رازی نهفته اسـت: تا بحال اتفاق افتاده که داخل اطاقی شوید و آن احساس دستپاچگی و اضطراب به شـمـا دسـت بـدهد. به خاطر داشـتـه باشـیـد کـه اغلب افرادی که ملاقات می کنید خود آنقدر سرگرم و دل واپس این میباشند که دیگران در موردشان چگونه می انـدیـشـند کـه دیگر متوجه شما نخواهند شد تا بتوانند درمورد شما قضاوت کنند.

نظرات

*

code