اصطلاحات انگلیسی پزشکی یا جملات انگلیسی - آسان طب
دوشنبه 29 آبان 1396
خانه » مطالب ویژه » اصطلاحات انگلیسی پزشکی یا جملات انگلیسی

اصطلاحات انگلیسی پزشکی یا جملات انگلیسی

گاهی وقتها برای مسافرت به خارج از کشور می رویم . ولی در همان حین بیمار می شویم و مجبوریم به پزشک مراجعه کنیم . در این جا باید حداقل مهمترین جملات انگلیسی پزشکی را بلد باشیم تا بتوانیم با پزشک ارتباط برقرار کنیم و از مشکلمان مطلع شویم. پس سعی کنید اصطلاحات زیر را همراه با معانی ان حفظ کنید.
اصطلاحات انگلیسی پزشکی یا جملات انگلیسی پزشکی

شکایت بیمار اصطلاحات انگلیسی پزشکی یا جملات انگلیسی پزشکی


1- دکتر، امروز حالم خوب نیست.

Doctor, I am not feeling well today.

2- مشکل تون چی است؟

What’s the matter with you? / What’s wrong with you?

3- حالت تهوع دارم.

جملات انگلیسی پزشکی

I feel sick. / I feel queasy.

4- معمولاً بعد از ناهار یا شام حالت تهوع پیدا می کنم.

I usually feel like throwing up after lunch or dinner.

5- شب زیاد سرفه می کنم.

اصطلاحات انگلیسی پزشکی

I cough a lot at night.

6- آیا شب ها خر پف می کنید؟

جملات انگلیسی پزشکی

Do you snore at night?

7- اول دماغم آب می آمد، ولی حالا گرفته است.

At first my nose was runny, but now it is stuffed up.

8- می بینم که صداتون هم گرفته است.

اصطلاحات انگلیسی پزشکی

I see you are hoarse, too.

9- رنگ تون پریده. لطفاً پیراهنتان را بزنید بالا.

You look pale. Pull up your shirt, please.

10- دهانتان را خوب باز کنید. می خواهم نگاهی به گلویتان بیاندازم.

Open your mouth wide; I want to look at your throat.

11- بگذارید نبض تون/ فشار خونتون را بگیرم.

Let me take your pulse/ blood pressure.

12- این دماسنج را زیر زیانتان بگذارید.

Rest this thermometer under your tongue.

13- کمرم بد جوری درد می کند.

I have a terrible backache.

14- سرما خورده ام و بدنم سست است.

جملات انگلیسی پزشکی

 I have a cold and feel sluggish.

15- سینه ام درد می کند.

اصطلاحات انگلیسی پزشکی

 I have a pain in my chest.

16- چشم چپم درد شدیدی / خفیفی دارد.

 I have a sharp pain/ dull pain in my left eye.

17- دیروز دو بار غش کردم.

I passed out/ fainted twice yesterday.

18- میشه برام آزمایش ادرار و خون بنویسید؟

Will you please order some urine and blood tests for me?

زنگ تفریح : ترجمه لغات انگلیسی دندانپزشکی


تشخیص بیماری و تجویز پزشک اصطلاحات انگلیسی پزشکی یا جملات انگلیسی پزشکی


19- تشخیص تون چیه دکتر؟

What is your diagnosis doctor?

20- فکر می کنم شما کاملاً سالم هستید.

اصطلاحات انگلیسی پزشکی

I think you are quite healthy.

21- دماسنج 41 درجه را نشان می دهد.

The thermometer reads 41 degrees.

22- شما تب بالای 40 درجه دارید.

You are running a fever with a temperature of over 40.

23- فشار خون تون بالا / پایین است.

جملات انگلیسی پزشکی

Your blood pressure is high / low.

24- نبض تون منظم نمی زند.

اصطلاحات انگلیسی پزشکی

You have an uneven pulse. / You have an irregular pulse.

25- پدر بزرگ تون ممکن است دچار ایست قلبی بشود.

Your grandfather might suffer a cardiac arrest.

26- تشخیص من فتق است و شما باید فتق بند ببندید.

My diagnosis is hernia and you to wear a truss.

27- شما باید عمل کنید.

اصطلاحات انگلیسی پزشکی

You should have an operation.

28- باید هر چه سریعتر از سینه تان عکس بگیرید.

جملات انگلیسی پزشکی

You should take an X- ray of your chest as soon as possible.

29- با این قلب ضعیف آیا فکر می کنید از زیر عمل بیرون می آید؟

With such a weak heart, do you think she can come through the operation?

30- باید عمل کنیم تا سنگ کلیه اش را در بیاوریم.

 We have to have an operation to remove his kidney stone.

31- امیدوارم عمل جراحی موفقیت آمیز باشد.

جملات انگلیسی پزشکی

I hope the operation will be a success.

32- باید دیالیز بشود. مشکل کلیه دارد.

اصطلاحات انگلیسی پزشکی

We have to put him on a kidney machine. He has a kidney problem.

33- تا اثر بیهوش کننده از بین نرود، او کاملاً به هوش نمی آید.

She won’t be fully conscious until the effects of the anesthetic have worn off.

34- می توانیم یک کلیه به او پیوند بزنیم.

We can transplant a kidney into him.

35- باید یک اهداء کننده کلیه پیدا کنید.

You need to find a kidney donor.

36- امیدوارم که بدن پیوند را قبول کنه.

 I hope the transplant won’t be rejected.

37- باید در این بخش بستری شود.

اصطلاحات انگلیسی پزشکی

He has to be hospitalized in this ward.

39- به خاطر آفتاب زدگی / سرطان پوست تحت درمان قرار گرفت.

She was treated for sunstroke/ skin cancer.

40- تشخیص من طاعون/ وبا/ اسهال خونی است.

جملات انگلیسی پزشکی

 My diagnosis is plague/ cholera/ dysentery.

41- معمولاً شرایط غیر بهداشتی عامل عمده این بیماری ها است.

Unhygienic conditions are usually the main causes of these illnesses.

42- طفلی بچه شما آبله مرغان / سرخک/ اوریون گرفته است.

اصطلاحات انگلیسی پزشکی

Your poor child has caught chicken-pox/measles/mumps.

43- مطمئن نیستم، ولی ممکن است مالاریا/ کزاز باشد.

I am not sure, but it might be malaria/ tetanus.

44- مطمئن هستید من هپاتیت /یرقان دارم؟

Are you sure my illness is hepatitis / jaundice?

45- معمولاً غذا چی می خورید؟

What do you usually eat?

46- رژیم غذایی من فقط میوه و سبزیجات است.

I live on a diet of fruit and vegetables.

47- بهتر است هر روز صبح ورزش کنید.

اصطلاحات انگلیسی پزشکی

You had better exercise every morning.

48- زیاد سیگار می کشید؟

Are you a heavy smoker?

49- سیگاری خرابم.

جملات انگلیسی پزشکی

Yes, I am a chain smoker.

50- آب پرتقال تازه بخورید.

Drink fresh orange juice.

51- بهتر است وزنتان را هم کم کنید.

You had better lose weight, too.

52- خدا را شکر که نباید بستری بشوم!

Thank God I should not be hospitalized!

53- مشکل حادی نیست، فقط قوزک پایتان پیچ خورده است.

اصطلاحات انگلیسی پزشکی

It’s nothing very serious. You have just sprained your ankle.

54- یک آسپرین بخورید و دراز بکشید.

Take an aspirin and lie down.

55- فکر می کنم زانویتان در رفته است.

جملات انگلیسی پزشکی

I guess you have a dislocated knee.

56- نگران نباشید، استخوانتان نشکسته است. فقط مو برداشته است.

اصطلاحات انگلیسی پزشکی

Don’t worry, your bone isn’t broken; it’s just a hairline fracture.

57- دکتر استخوان هایم را جا انداخت.

The doctor set my bones.

58- استخوانهایتان هنوز جوش نخورده است.

جملات انگلیسی پزشکی

The bones are not fused yet.

59- چه مدت باید پایم تو گچ باشد؟

How long should my leg be in plaster?

60- یک مدتی باید با عصا راه بروید.

You have to go round on crutches for a while.

61- این هم یک نسخه برای مشکل تان.

Here is a prescription for your problem.

62- هر روز از این قرص ها دو تا بخورید.

Take two of these tablets every day.

63- من هیچ وقت آرام بخش تجویز نمی کنم.

اصطلاحات انگلیسی پزشکی

I never prescribe tranquilizers.

64- قبل از اینکه شما مسافرت بروید، باید واکسن وبا بزنید.

You will have to be vaccinated against cholera before you can travel.

65- اگر دارویت را نخوری خوب نمی شوی.

You won’t get better if you don’t take your medicine.

66- باید بچه تون را گول بزنید تا دارویش را بخوره.

You should coax your child to take his medicine.

67- شما باید سبزیجات خام زیاد بخورید.

 You should eat plenty of raw vegetables.

68- اگر یبوست دارید، باید سبزی و میوه بیشتر بخورید.

جملات انگلیسی پزشکی

If you’re constipated, you should eat more vegetables and fruit.

69- توصیه می کنم پرتقال و دیگر مرکبات بخورید.

اصطلاحات انگلیسی پزشکی

I advise you to eat orange and other citrus fruits.

70- آیا به پنیسیلین حساسیت دارید؟

Are you allergic to penicillin?

71- یک آمپول به شما می زنم تا دردتان کم بشود.

I will give you an injection to dull the pain.

72- باید زخم شما را با ماده ضد عفونی کننده تمیز کنم.

جملات انگلیسی پزشکی

I have to clean your wound with antiseptic.

73- یک کم ممکن است بسوزه.

It may sting a little.

74- حالا باید آن را باند پیچی کنم.

اصطلاحات انگلیسی پزشکی

Now I have to put a bandage on it.

75- دکتر یک دوره آنتی بیوتیک برام تجویز کرده است.

The doctor has put me on a course of antibiotics.

76- دکتر گفت دو بار در روز چشم هایم را شستشو بدهم.

The doctor told me to bathe my eyes twice a day.

77-دکتر سوابق بیماریش را بررسی کرد.

The doctor checked up on his patient’s records.

78- دکتر بهم گفت سیگار کشیدن را کم کنم.

اصطلاحات انگلیسی پزشکی

The doctor told me to cut down on my smoking.

79- او گفت سیگار و کلسترول بالا دلایل اصلی بیماری قلبی است.

He said smoking and a high cholesterol level are the main causes of heart disease.

80- دکتر بهم گفت باید یک مدت غذاهای چرب را کنار بگذارم.

The doctor said I ought to lay off fatty foods for a while.

81- دکتر برام نسخه نوشت.

The doctor made out/ wrote a prescription for me.

82- آنطوری که دکترم گفت من هشت کیلو اضافه وزن دارم.

According to my doctor, I’m 8 kilos overweight.

83- دکتر می گوید باید قرص بخورم.

My doctor says I should go on the pill.

84- دکتر مرا پیش روانپزشک فرستاد.

The doctor referred me to a psychiatrist.

85- دکتر برای سرفه ات چی تجویز کرد؟

What did the doctor prescribe for your cough?

86- دکتر به من یک پنیسیلین زد.

اصطلاحات انگلیسی پزشکی

The doctor gave me a penicillin injection.

87- بزودی بهت مرفین می زنند.

They will inject you with morphine soon.

88- این دارو باید تحت نظر پزشک مصرف بشود.

This drug should only be taken under the supervision of a doctor.

امیدواریم از اطلاعاتی که در این بخش از اسان طب تقدیمتان کردیم بهره مند شده باشید. سعی کنید مدام این جملات را با خود تکرار کنید تا در ذهنتان بماند.

همچنین ببینید

مهارت پاسخ دهی

مهارت پاسخ دهی در تعاملات اجتماعی را بیاموزید؟

یکی از مهم ترین مهارت های اجتماعی که در گروه های آموزشی آموخته می شود، …

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

*

code