خانه / خانواده / سازش یابی بزرگسالان پس از طلاق

سازش یابی بزرگسالان پس از طلاق

مشکلات سازشی پس از طلاق را می توان به چند گروه تقسیم کرد.ما درمجله اینترنتی آسان طب در مورد مشکلات بزرگسالان پس از طلاق بیشتر توضیح میدهیم.

 

 

 

مشکلات پس از طلاق:

 

 

جبران آسیب هیجانی ناشی از طلاق 

 

 

حتی در بهترین شرایط، طلاق تجربه هیجانی ناراحت کننده ای است .

 

 

در بدترین شرایط، می تواند به شــــوک سردرگمی شدید منجر شود.

 

 

این آسیب در مواردی که یکی از دو همسر خواهان طلاق نیست، طلاق به طرزی نامتنظره پیش می آید.

 

 

یکی از طرفین پس از طلاق همچنان پیوستگی هیجانی خود را به دیگری حفظ میکند،

 

 

و دوستان و خویشاوندان به طور کلی مهر عدم تأیید به آن میزنند،شدیدتر است.

 

 

برای اکثر زوج ها، تصمیم به طلاق در واقع «رسیدن به آخر خط» تلقی می شود که رسیدن به آن، به طور متوسط، دو سال طول میکشد.

 

 

پس از طلاق

 

کنار آمدن با نگرش های جامعه

 

 

بخشی از آسیب طلاق از نگرش جامعه به طلاق و افرادی که طلاق گرفته اند نشأت میگیرد.

 

 

به رغم افزایش نگرش های آزادی خواهانه، طلاق در چشم عده ای نشانهٔ شکست اخلاقی یا شاهدی بر بی کفایتی فردی است.

 

 

احساسی که مستقیماً از طلاق حاصل می شود، احساس فقدان شکست است.

 

 

برخی مردان در پی طلاق به طرد اجتماعی محکوم می شوند.

 

 

شبکه های حمایتی اجتماعی حساس ممکن است از دست بروند.

 

 

مردی تعریف می کرد که پس از طلاق، دوستان، خانواده و عضویت اشی در کلیسا را از دست داده است.

 

تنهایی و مشکل سازش دوباره با اجتماع

 

 

حتی اگر زوج نتوانند خوب با هم کنار بیایند، باز هم همنشین یکدیگرند.

 

 

حداقل، پاره ای از اوقات، میدانند که فرد دیگری در خانه منتظر آنهاست.

 

 

پس از طلاق، رفته رفته می فهمند که تنها بودن چه معنایی دارد.

 

 

مولفان بسیاری بر این نکته تأکید کرده اند که دوستی و مصاحبت افراد دیگر یکی از اساسی ترین عوامل سازش یابی مجدد پس از طلاق است؛

 

 

بنابراین، معاشرت کردن با دیگران برای فرد طلاق گرفته اهمیت خاصی خواهد داشت .

 

مسایل مالی

 

 

به رغم برخی از پیشرفت های اخیر، هنوز هم زنان شاغل فقط ۶۲٪ از حقوق و مزایای همتایان مرد خود را، در صورت داشتن حرفه، تحصیلات، تجربهٔ کاری، و ساعات کار برابر، دریافت می کنند.

 

 

علاوه بر آن، هنوز هم، در نه مورد از هر ده مورد، حضانت فرزندان به مادر سپرده می شود.

 

 

برخی از مادران تنها با مبلغی اندک یا به طور نامنظم توسط شوهر سابق خود حمایت مالی می شوند.

 

 

در نتیجه، اکثر مادران طلاق گرفته ناگزیرند کار کنند، و در قبال کار خود دستمزد ناکافی دریافت کنند.

 

 

برآورد می شود زنان مطلقه ای که دوباره ازدواج نمیکنند مجبورند با ۵۰٪ افت در درامد خانواده کنار بیایند.

 

 

نکته هزل آمیز آن است که هر چند طلاق سبب کاهش استانداردهای معیشتی مادر و فرزندان می شود، ولی معمولاً درآمد پدران را افزایش میدهد.

 

سازماندهی مجدد مسئولیت ها و نقش های کاری

 

 

فرد طلاق گرفته ای که سرپرستی فرزندان را به عهده دارد با چشم اندازی از بار اضافی کار رو به رور خواهد بود.

 

چون ناگزیر است همه وظایف خانواده که قبلا بین دو نفر تقسیم می شد، به تنهایی به دوش  بکشد.

 

 

نوسازش جنسی

 

 

پژوهش نشان می دهد که اکثر طلاق گرفته ها از لحاظ جنسی فعال اند.

 

 

البته، این یافته به معنای آن نیست که همهٔ این طلاق گرفته از فعالیت جنسی بی معنی سخن میگویند.

 

 

یعنی، استفاده از جنسیت برای یافتن مصاحب، اثبات جذابیت جنسی، یا فرار از مشکلات.

 

 

پس از طلاق

 

 

تماس با همسر قبلی

 

 

 هر چه طلاق ناراحت کننده تر و هر چه همسر کینه توزتر باشد، فرد پس از طلاق به تماس با او کمتر راغب خواهد بود.

 

 

این امر خصوصاً در صورت ازدواج مجدد، بیشتر صادق است.

 

 

تعامل خویشاوندی

 

 

طلاق فرایندی چند نسلی است که نه تنها بر زوج و فرزندان آنها تأثیر می گذارد، بلکه پدر و مادربزرگ و سایر خویشاوندان را نیز تحت تأثیر قرار می دهد.

 

پس از طلاق

روابط با فرزندان

 

 

در ۶۰٪ از طلاق ها پای فرزندان صغیر در میان است.

 

 

در اکثر این موارد، سرپرستی فرزندان به مادر سپرده می شود، و به پدران حق ملاقات با فرزندان داده میشود.

 

 

برآورد می شود که بیش از یک دوم پدران در نهایت از حق سرپرستی محروم می شوند.

 

 

وقتی چنین اتفاقی رخ می دهد، بسیاری از پدران طلاق گرفتهٔ غیر سرپرست ملاقات منظم با فرزندانشان را ترک میگویند یا ممکن است تا مدتی پس از طلاق به ملاقات منظم با آنها ادامه داده و سپس تدریجاً از ملاقات ها بکاهند تا به کلی آن را قطع کنند.

 

 

حدود نیمی از کل مردان طلاق گرفته به تکالیف قانونی خود در قبال فرزندان عمل نمی کنند.

 

 

وقتی به تعهدات مالی خود عمل نمی کنند، به ملاقات فرزندانشان نیز کمتر می آیند.

 

 

برخی از پدران از ملاقات منظم با فرزندان خود محروم می شوند یا اجازهٔ ملاقات در فواصل طولانی آنها داده می شود، به طوری که فشار روحی ناشی از ندیدن فرزندان به منبع اصلی فشار وارد بر پدر تبدیل می شود

 

 

برخی از پدران در ملاقات با فرزندان تعلل میورزند چون ملاقات با انها مستلزم تماس با همسر سابق و در نتیجه بروز کشمکش است.

 

 

برخی از مردان از پدری کردن بدون حق سرپرستی خشمگین اند چون چنین وضعی به معنی از دست دادن تسلط انان بر فرزندان است.

 

 

وقتی زن مطلقه روابط صمیمانه ای با مردی دیگر برقرار کرده است، اغلب شوهر قبلی هویت خود را به عنوان پدر در خطر می بیند.

 

 

گاه نیز به دلیل ازدواج مجدد همسر قبلی دسترسی پدر به فرزندانش محدود می شود .

درباره ی خانم صبور