آشنایی با معروف ترین پزشکان طب سنتی در یونان باستان

بعد از اینکه اسکندر مقدونی در سال 336 قبل از میلاد در مقدونیه به سلطنت رسید، طی مدت 20 سال توانست بر آسیای صغیر، ایران، مصر، سوریه و قسمتی از هندوستان سلطه پیدا کند. هر کجا که این جوان بیست ساله قدم می گذاشت، فرهنگ و زبان یونانی نیز ریشه می دواند. به همین دلیل است که حتی تا سال ها بعد از فوت اسکندر کبیر، بسیاری از کتب طب سنتی به زبان یونانی نوشته شده اند و تالیفات آنها به یونان تعلق می گیرند. پزشکان طب سنتی در این سال ها پیشرفت های زیادی کردند و توانستند به درمان بسیاری از بیماری ها دست پیدا کنند. زبان واحد یونانی باعث شده بود تا این پزشکان بتوانند به راحتی با یکدیگر تبادل نظر کنند. از معروف ترین پزشکان طب سنتی در آن زمان می توان به موارد زیر اشاره کرد.

پزشکان طب سنتی

دیسقوریدوس

یکی از نامداران طبابت و درمان، دیسقوریدوس Dioskurides می باشد. وی طببی مشهور از یونانیان آسیای صغیر است که در قرن اول میلادی در روم طبابت می کرد. کتاب مواد طبی De Materia Medica در پنج بخش تالیف اوست. این کتاب که در آن از دارو ها، گیاهان، جانوران و کانی ها سخن رفته مدت 1500 سال در گیاه شناسی و ادویه حجت شناخته می شد. کتاب مواد طبی نزد پزشکان ایرانی و عرب کتاب الحشائش خوانده می شد و توسط اصطفان ابن بسیل مستقیما از یونانی به عربی برگردانده شده است. کتاب مهم دیگر وی به نام السموم De Venenis می باشد که آن هم به عربی ترجمه شده است. این پزشک بزرگ نزد مسلمانان دارای مقام ارجمندی می باشد. لازم به ذکر است اصطفان از شاگردان حنین ابن اسحق همان پزشک مسیحی که بسیاری از کتب و نوشته های یونانی را به سریانی و عربی برگردانیده، می باشد. اصطفان بر خلاف دیگران مواد طبی دیسقوریدوس را مستقیما از یونانی به عربی ترجمه کرد و در مقابل هر یک از کلمات یوناین معادل آن لغت را به همان حالت بونانی ذکر کرد به این امید که بعد از او حتما کسی پیدا شده و به تکمیل آن خواهد پرداخت. دیسقوریدوس روغنهایی را جهت استعمال خارجی تجویز می کرده است که تا آن زمان کارایی نداشته اند. منجمله روغن زیتون، روغن کرچک، روغن بزرالبنج و روغن موارد البم از مهم ترین آنها می باشند. او کسی است که به طور جدی از اپوتراپی ( معالجه عضو با خوردن همان عضو) استفاده می کرده است. وی از جگر الاغ برای درمان صرع، جگر سگ برای ضد هاری و گرد شاخ گوزن را به عنوان قابض و مقوی به کار می گرفته است.

پزشکان طب سنتی

اسقلبیادس

اسقلبیادس Asclepiades در 124 سال قبل از میلاد در بی تا واقع در یونان متولد شد. او فلسفه و پزشکی را در یونان آموخت، سپس در حالی که از شهری به شهر دیگر سفر می کرد در اواخر جوانی به روم رسید. او هنگامی به روم وارد شد که مردم با پزشکان مهاجر با حسن نظر نمی نگرستیند. بدین جهت ابتدا به عنوان خطیب شروع به کار کرد و مکتبی نیز ایجاد نمود و شاگردانی به دور خود جمع کرد و با فصاحت کلامی که داشت در اندک مدت به شهرت رسید. آنگاه حقیقات را بیان داشت که طبیب است و خطیب نیست و به مردم وعده داد که در طبابت سه اصل اساسی را رعایت نماید: بازگشت به سلامتی، سرعت در معالجه و حسن مداوا. اسقلبیادس در درمانها بر خلاف شیوه درمانی بقراط عمل می کرد. به طور کلی مسلهای قوی و تهوع آور به بیماران نمی داد. در معالجه بیماران بیشتر به آب، سرما، گرما و تابش نور خورشید توجه داشت و از همین رو یکی از خلاق ترین پزشکان طب سنتی به شمار می رفت. وی به خصوص به مداوا با آب بسیار ایمان داشت چرا که باور داشت آب تمام کثافات درونی و بیرونی را از بین می برد. حادثه ای در روم رخ داد که او را بسیار معروف کرد. روزی مرد تازه فوت شده ای را از مقابل او عبور دادند و او هم به دنبال جنازه حرکت می کند. وقتی که قصد داشتند مرد را بر روی هیزم بگذارند و آن را آتش بزنند، اسقلبیادس از این کار جلوگیری می کند و مرد را که هنوز نمرده است درمان می کند. اسقلبیادس تالیفات زیادی داشته که تنها 20 عدد از آنها باقی مانده است. در زمان او که هنوز مردم از علم طبابت زیاد اطلاعی نداشتند بر این باور بودند کسی که طبیت است نباید خودش مریض شود. اسقلبیادس به مردم گفت اگر یکبار مریض شوم دیگر هرگز طبابت نمی کنم و همین هم شد. او در سن 80 سالگی به دلیل افتادن از روی پشت بام جان خود را از دست داد.

پزشکان طب سنتی

هروفیلوس

از زندگی هروفیلوس اطلاعات زیادی در دست نیست و تنها می دانیم که وی به دعوت اسکندر به مقدونیه رفته است و در آتن به دنیا آمده. او یکی از پیشروان پزشکان طب سنتی در کالبد شکافی محسوب می شود و به پاس تحقیقات و آزمایشات وی در همین زمینه، فرورفتگی استخوان قمحوده در ملتقای عده ای از ورید ها را هروفیلی می نامند. او کتابی در باب کالبد شکافی دارد که در سه فصل تالیف شده است. در آن زمان که پزشکان به تشریح حیوانات قانع بوده اند، هروفیلوس توصیف کاملی از اعضای بدن به دست داد و گاهی آنها را با اعضای مشابه حیوانات دیگر مقایسه می کرد. فی الواقع داستان معروفی که اشاره دارد یکی از پزشکان اسکندر انسان ها را به صورت زنده زنده می شکافته به او بر می گردد. از آن گدشته هروفیلوس متذکر گردید که در زن تخمدان دو عدد است یکی در طرف راست زهدان و دیگری در طرف چپ زهدان که به واسطه پرده کوچکی پوشیده شده و دارای فرورفتگیهای همانند سایر غدد می باشد. علاوه بر پزشکی هروفیلوس در فن قابلگی نیز از شهرت بالایی برخوردار است و آرئوپاگوس از شاگردان او می باشد. آرئوپاگوس زنی بود که لباس مردان را پوشید و علم قابلگی را یاد گرفت و سپس به کمک زنان باردار شتافت و شهرت زیادی در یونان پیدا کرد. آرئوپاگوس و هروفیلوس از جمله کسانی بودند که برای برداشته شدن قانونی که اجازه نمی داد زنان طبابت را یاد بگیرند تلاش بسیاری کردند و در نهایت موفق نیز شدند. به طور کلی وی یکی از بزرگترین پزشکان طب سنتی نه تنها در یونان بلکه در تاریخ محسوب می شود.

منبع: https://asanteb.com

0/5 ( 0 نظر )
برچسب ها

مقالات پیشنهادی جهت مطالعه ی شما

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

*

code

دکمه بازگشت به بالا