X

۷ زیرمجموعه ی ضدجنون های نسل اول

آنتی سایکوتیک های نسل اول که به داروهای آنتاگونیست گیرنده دوپامین معروف هستند حدودا در سال ۱۹۵۰ کشف شدند و برای درمان انواع بیماری های روان پریشی و جنون مثل اسکیزوفرنی به کار گرفته شدند. همچنین این داروها در سال های بعد برای بیماری هایی مثل اختلال هراس و اختلال دو قطبی و غیره نیز مفید اعلام شدند. به طور کلی کسانی که به روان پریشی یا جنون مبتلا هستند کم کم تمام هویت شخصیتیشان را از دست می دهند و رفتارهای غیر منطقی از خود بروز خواهند داد که کل این اتفاقات بدون آگاهی فرد مبتلا رخ می دهد. در ادامه ی این مطلب ما از انواع داروهایی که در گروه ضدجنون های نسل اول قرار می گیرند برای شما عزیزان صحبت می کنیم.

۷ گروه اصلی ضدجنون های نسل اول

۱- فنوتیازین ها (Phenothiazines): تمام داروهای فنوتیازینی دارای هسته ی سه حلقه ای مشترک می باشند که فقط در زنجیره ی جانبی متصل به اتم ازت (N) تفاوت هایی با هم دارند. طبق جابه جایی این زنجیره به سه زیر گروه:

a- آلیفاتیک (خطی): مانند کلرپرومازین- تری فلوپرومازین

b- پیپرازین (Piperazine): مانند پرفنازین- تری فلوپرازین- فلوفنازین

c- پیپریدین ( Piperidine): مانند تیوریدازین- مزوریدازین

مکانیسم اثر این گروه از ضدجنون های نسل اول: تمام داروهای فوق از طریق انسداد گیرنده های دوپامینی سیناپسی در مغز باعث بهبودی پسیکوز می گردند و همچنین باعث انسداد گیرنده های آلفا آدرنرژیک می شوند. فنوتیازین های پیپرازینی آثار آنتی کولینرژیک و اتونومیک کمتری دارند و در عوض تمایل بیشتری به مکان های گیرنده D دارند که در نتیجه عوارض خارجی هرمی بیشتری ایجاد می کنند. تعدادی از فنوتیازین های پیپرازینی در یک گروه هیدروکسیل آزاد توسط اسید دکانوئیک یا اتانوئیک، استری شده (خاصیت استر شدن) و ضد سایکوزهای تزریقی طولانی اثر را به وجود آورده اند.

۲- دی بنزوکسازپین (Dibenzoxazepine)

از داروهای معروف این گروه از ضدجنون های نسل اول، لوکساپین (Loxapine) می باشد که مکانیسم اثر آن مانند داروهای فنوتیازینی است. این گروه داروهای ضد روان پریشی و ضدجنون های نسل اول ساختاری سه حلقه ای با یک حلقه ی مرکزی هفت عضوی بوده که در ایالات متحده در دسترس می باشد. کلوزاپین -یک دی بنزودیازپین- علاوه بر تفاوت هایی در شاخه های جانبی تفاوت دیگری با لوکساپین دارد که داشتن یک اتم نیتروژن به جای اتم اکسیژن در حلقه ی وسط است.

۳- تیوتیکسین (Thiothixene) از ضدجنون های نسل اول

در هسته ی سه حلقه ای مرکزی تفاوت هایی با فنوتیازین ها دارند که به جای نیتروژن در این گروه کربن وجود دارد و زنجیره ی کناری خطی یا آلیفاتیک است. مانند کلرپروتیکسن و یا زنجیره ی پیپرازینی است. کلرپروتیکسن (Taractan) یک ماده تیوگزانتین آلیفاتیک مؤثر با قدرت پایین می باشد که قدرت ضد سایکوز و عوارض جانبی مشابه کلرپرومازین دارد. تیوتیکسن (ناوان)، کلوپنتیکسول و فلوپنتیکسول (دپیکسول) از انواع داروهای موجود در این گروه ضدجنون های نسل اول هستند. مشخصه های بالینی آن ها شبیه همتاهای فنوتیازینی آن ها بوده که به دلیل اتصال دوگانه، این داروها دارای ایزومرهای ژئومتریک بوده. ایزومر سیس (cis) فعالیت ضد سایکوز بیشتری دارد.

۴- دی هیدروایندول، داروی مولیندون (Molindone)

این گروه از ضدجنون های نسل اول باعث افزایش وزن و تشنج زانی کمی می شوند. دی هیدروایندول ها از نظر ساختمانی به سروتونین، ملاتونین و هالوسینوژن های ایندول مانند دی متیل تریپتامین مربوط می شوند.

5- بوتیروفنن (Butyrophenone) از انواع ضدجنون های نسل اول

بوتیروفنن ها با داروی معروف هالوپریدول مشخص می باشند که یکی از پرمصرف ترین داروهای ضد جنون کلاسیک است و دارای آمپول های تزریقی عضلانی و داخل وریدی نیز می باشد. همچنین قطره های بیرنگ هالوپریدول برای کنترل بیماران که از خوردن دارو امتناع می کنند نیز وجود دارد. این دارو ضد پسیکوز، ضد استفراغ و درمان کننده تیک های عصبی و سندرم ژیل دولاتوره است.

۶- دی فنیل بوتیل پیپریدین (Diphenyl butyl piperidine)

ساختمانی فوق العاده شبیه به بوتیروفنن ها دارد و داروی معروف پیموزاید (Pimozide) در این دسته جای دارد.  این دارو در روان پزشکی و سندرم ژیل دولاتوره و تیک های حرکتی و گاه مؤثرتر از سایر هم گروهان خود در درمان علائم منفی اسکیزوفرنی کاربرد دارد.

۷- بنزامید (Benzamide)

مهم ترین داروی این گروه سولپیراید (Sulpiride) می باشد که اثر ضد روان پریشی مؤثری داشته و داروی دیگر رموکسیپراید (Remoxipride) که علاوه بر تأثیر مهاری بر روی گیرنده سیگما نیز مؤثر است.

عملکرد فارماکولوژیک ضدجنون های نسل اول

این داروها تقریبا بعد از گذشت ۳ الی ۵ روز به حالت پایدار خود می رسند یعنی سطح پایدار هالوپریدول، کلروپرومازین و اکثر FGAهای دیگر در طی ۵-۳ روز (نیمه عمر ۲۶ ساعته ) حاصل می گردد. دستیابی زیستی (میزانی از دارو که به گردش خون عمومی می رسد) آن ها زمانی که از راه تزریقی وارد می شوند ۱۰ برابر زمانی است که از راه خوراکی مصرف می گردند. این تفاوت از جذب ناکامل دارو در دستگاه گوارش و متابولیسم وسیع داروهای خوراکی در طی عبور اول کبدی ناشی می شود. قدرت داروهای ضدجنون های نسل اول در تخفیف علایم پسیکوتیک بستگی به اشتغال و میل ترکیبی با گیرنده D دوپامینی داشته که این خود باعث جلوگیری از ترکیب واسطه شیمیایی دوپامینی درون مغزی با این گیرنده هاست. بسیاری از ضدجنون های نسل اول عوارض ضعیف قلبی و عروقی داشته که قدرت انقباض قلب را کاهش داده و یا فعالیت آلفا آدرنرژیک آنها باعث سقوط و افت فشارخون وضعیتی می شود. اثرات نامطلوب آن بر گیرنده های موسکارینی و کولینرژیکی در سیستم گوارش منحصر به خشکی دهان و یبوست می گردد. ضمنا بهم خوردن حالت تعادلی بین عملکرد آدرنرژیک باعث مسائل اختلال در عملکرد جنسی و یا افزایش پرولاکتین خواهد شد.

اکثر داروهای ضدجنون های نسل اول پس از مصرف خوراکی به صورت ناقص جذب می شوند و انواعی از آن ها که فرم تزریقی دارند با تزریق عضلانی به غلظت پلاسمایی نسبتا سریع تر و پایدارتری می رسند. نیمه عمر متفاوتی بین ۱۰ تا ۲۰ ساعت در گروه های مختلف دیده می شود و به خاطر این مساله قادر خواهیم بود پس از به دست آوردن وضعیت متعادل در بیمار دوز داروها را به یک بار در روز و دوز واحد تبدیل نماییم. همچنین فرم های دیر جذب تزریقی داروهای ضد جنون که در سه گروه فلوفنازین، هالوپریدول و تیوگزانتین ها موجود است اثری چند هفته ای دارند. بالاترین سطح پلاسمایی این داروها بین 1 تا 4 ساعت پس از صرف خوراکی و در تزریقات بین ۳۰ تا ۹۰ دقیقه پس از تزریق ظاهر می شود. از آنجا که ضد سایکوزها بسیار چربی دوست هستند در بافت چربی، ریه و مغز انباشته می شوند.

منبع: https://asanteb.com